معنی مین در فرهنگ معین

مین

مین

  • [تر.] (اِ.) هزار.

  • [فر.] (اِ.) ماده منفجره بسته بندی شده که آن را در محل عبور دشمن پنهان می کنند، ~ ضد تانک مینی که تانک را از تحرک بیندازد یا باعث انهدام آن شود.، ~ ضد نفر مینی برای وارد کردن تلفات و ضایعات به افراد پیاده دشمن و ناتوان کردن آنان.، ~ مشقی نوعی م

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی مین در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • مین (لغت نامه دهخدا): مین. [م َ] (ع اِ) دروغ. ج، میون. (آنندراج) (ناظم الاطباء) (مهذب الاسماء) (منتهی الارب).
  • مین (فارسی به عربی): لغم
  • مین (فرهنگ عمید): سلاح منفجره‌ای که در آب یا زمین و در مسیر دشمن کار گذاشته می‌شود که در اثر تماس منفجر می‌شود،
  • مین (حل جدول): هزار آذری
  • مین (مترادف و متضاد زبان فارسی): خمپاره، ماده منفجره (کاشته‌شده درزمین)
  • مین (واژه پیشنهادی): خدای باروری گیاهان و جانوران
  • مین (گویش مازندرانی): معین – تعیین شده – مقرر
  • مین (فرهنگ فارسی هوشیار): دستگاهی مصنوعی از نوع سلاحهای جنگی حاوی مواد منفجره که در مسیر عبور دشمن زیر خاک کنند
  • مین (فرهنگ فارسی آزاد): مَین، (مانَ، یَمِیُ) دروغ گفتن، شخم کردن زمین،
  • مین (فارسی به ایتالیایی): mina
  • مین (فارسی به آلمانی): Bergwerk, Grube (f), Mein, Meiner, Meines, Zeche (f)