معنی نقره در فرهنگ معین

نقره

نقره

  • (نُ رِ) (اِ.) فلزی است سفید رنگ و چکش خور که از معدن به دست می آید.

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی نقره در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • نقره (نام های ایرانی): دخترانه، فلزی گرانبها، نرم و سفید که در ساختن زیورآلات، آینه، و... به کار می رود
  • نقره (تعبیر خواب): اگر یک درم نقره داشت، دلیل که فرزندی آید صاحب جمال.
    - جابر مغربی
  • نقره‌ (فارسی به انگلیسی): Argent, Silver
  • نقره (لغت نامه دهخدا): نقره. [ن ُ رَ / رِ] (ع اِ) چاهک، خصوصاً چاهک پس گردن انسان در منتهای سر. (غیاث اللغات). نقره. مغاک. (یادداشت مؤلف). نقره ٔ قفا؛ مغاک پس گردن را گویند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی). رجوع به نُقرَه شود: عصابه ٔ یمان برسرآرند و به چپ وراست فرودآرند تا به نقره ٔ قفا. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی). و باز به چپ و راست بگردانند و فرودآرند تا ...ادامه مطلب...
  • نقره (فارسی به عربی): ارجنتینی، فضه
  • نقره (فرهنگ عمید): فلزی سفیدرنگ، براق، چکش‌خور، و رسانای قوی حرارت و الکتریسیته که در حرارت ۹۲۴ درجۀ سانتی‌گراد ذوب می‌شود که می‌توان از آن ورقه‌های نازک یا مفتول‌های باریک درست کرد و برای ساختن مسکوکات، ظرف‌های گران‌بها، و آب‌نقره دادن به فلزات به کار می‌رود و برای محکم‌تر شدن آن را با مس ترکیب می‌کنند و به‌صورت آلیاژ به کار می‌برند، سی ...ادامه مطلب...
  • نقره (فرهنگ واژه‌های فارسی سره): سیم
  • نقره (حل جدول): سیم، روب
  • نقره (مترادف و متضاد زبان فارسی): سیم، فضه، لجین، خالص، ناب، ناسره
  • نقره (فرهنگ فارسی هوشیار): پاره از سیم گداخته، و آن فلزی است سفید رنگ و چکش خور که از معدن بدست میاید
  • نقره (فارسی به ایتالیایی): argento
  • نقره (فارسی به آلمانی): Silber (n), Silbern, Versilbern