مترادف و متضاد سرایت

سرایت

سرایت

  • اشاعه، انتقال، تراوش، پخش، رخنه، شیوع، عدوی، نشر، نفوذ، واگیری

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی سرایت در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • سرایت (فرهنگ معین): (مص ل.) اثر کردن، (اِمص.) اثر، تأثیر، انتقال بیماری به دیگری. [خوانش: (سَ یَ) [ع. سرایه]]
  • سرایت‌ (فارسی به انگلیسی): Infection, Leak, Transmission, Transmittal
  • سرایت (لغت نامه دهخدا): سرایت. [س ِ ی َ] (ع مص) تأثیر و دررفتن واثر کردن چیزی در چیزی. (غیاث). سرایه:
    نیست یک تن در این همه اطراف
    کاندر او وهن را سرایت نیست.
    مسعودسعد.
    رجوع به سرایه شود. || درگذشتن از چیزی. (غیاث اللغات از صراح اللغه). رجوع به سرایه شود.
  • سرایت (فارسی به عربی): ارسال
  • سرایت (فرهنگ عمید): (پزشکی) انتقال مرض از یکی به دیگری، واگیری،
    اثر کردن و جاری شدن چیزی در اجزای چیز دیگر، اثر کردن چیزی در چیز دیگر،
    [قدیمی] به راه افتادن و سیر کردن در شب، شب رفتن،
  • سرایت (حل جدول): انتقال، پخش، واگیری
  • سرایت (فرهنگ فارسی هوشیار): تاثیر و در رفتن و اثر کردن چیزی در چیزی
  • سرایت (فارسی به ایتالیایی): contagio