مترادف و متضاد مانا

مانا

مانا

  • باقی، پایا، پایدار، جاوید، ماندنی،

    (متضاد) زوال‌پذیر، فانی، شبیه، مثل،

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی مانا در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • مانا (فرهنگ معین): [فر.] (اِ.) نیروی مستقل مادی و روحانی که در همه جا پراکنده است و در همه شعارها و موجودات و اشیاء مقدس شرکت دارد.
  • مانا (نام های ایرانی): دخترانه و پسرانه، مانند، ماندنی، پایدار
  • مانا (فارسی به انگلیسی): Abiding, Durable, Retentive
  • مانا (لغت نامه دهخدا): مانا. (اِ) به زبان زند و پازند خدای عزوجل است. (برهان). نام خدای عزوجل است (از ژند نوشته شد). (فرهنگ جهانگیری). به زبان ژند و پاژند نام ایزد تعالی است و صاحب دساتیر «مونا» تصحیح کرده. (آنندراج) (انجمن آرا). در فرهنگ دساتیر (ص 265) پس از نقل قول برهان گوید: «باید دانست که مونا بالوا و خدا را گویند». هزوارش مئونا، مونا. ...ادامه مطلب...
  • مانا (فرهنگ عمید): مثل، مانند، نظیر،
    (قید) همانا،
    (قید) گویی، پنداری، شاید: آن‌کس که مرا بکشت باز آمد پیش / مانا که دلش بسوخت بر کشتهٴ خویش (سعدی: ۱۳۵)،
  • مانا (ترکی به فارسی): معنی، معنا
  • مانا (حل جدول): مثل، مانند، نظر
  • مانا (فرهنگ فارسی هوشیار): نظیر، مانند، مثل
  • مانا (فرهنگ پهلوی): پندار، همانند، شبیه