مترادف و متضاد پاکدامن

پاکدامن

پاکدامن

  • باتقوا، بانجابت، پارسا، پاک‌جامه، طاهره، طاهر، عفیف، متقی، معصوم، نجیب،

    (متضاد) بی‌عفاف، ناپاکدامن

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی پاکدامن در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • پاکدامن‌ (فارسی به انگلیسی): Chaste, God-Fearing, Godly, Immaculate, Impeccable, Pure, Virgin, Virtuous
  • پاکدامن (لغت نامه دهخدا): پاکدامن. [م َ] (ص مرکب) عفیف.عفیفه. باعفاف. پاک. خشک دامن. پاکجامه:
    یکی پاکدامن که آهسته تر
    نکوتر بدیدار و شایسته تر.
    فردوسی.
    زن پاکدامن به پرسنده گفت
    که شویست و هم کودک اندر نهفت.
    فردوسی.
    جوان گفت و آن پاکدامن شنید
    ز گفتار او خامشی برگزید.
    فردوسی.
    سوی کردیه ...ادامه مطلب...
  • پاکدامن (فارسی به عربی): عذراء، عفیف
  • پاکدامن (حل جدول): عفیف، طاهر، پارسا، نجیب، پرهیزکار
  • پاکدامن (فرهنگ فارسی هوشیار): پاک، با عفاف، عفیف
نوشته‌های بلاگ جدولیاب