بازپرس در حل جدول

بازپرس

بازپرس

  • مستنطق

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی بازپرس در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • بازپرس (فرهنگ معین): (پُ) (اِ.) دادرسی که کارش پرسش از متهم، شاهدان و آگاهان و پژوهش و بررسی درباره چگونگی واقع شدن یک جرم، پیشگیری از فرار متهم و از میان رفتن آثار جرم است، مستنطق.
  • بازپرس‌ (فارسی به انگلیسی): Inquisitor, Interrogator
  • بازپرس (لغت نامه دهخدا): بازپرس. [پ ُ] (اِمص مرکب) پرسش کن. تحقیق نمای. (آنندراج). پرسش کننده. سؤال کننده. || پرسش مکررو سؤال مکرر. (ناظم الاطباء). بازپرسی:
    که بر من از فلک امسال ظلمها رفته است
    که هم فلک خجل آید ببازپرس جواب.
    خاقانی (دیوان چ سجادی ص 53).
    || بجای مستنطق برگزیده شده است. (واژه های نوفرهنگستان ایران). ...ادامه مطلب...
  • بازپرس (فرهنگ عمید): پرسش‌کننده، مستنطق،
    (حقوق) کارمند شهربانی یا دادگستری که از متهم پرسش می‌کند،
  • بازپرس (مترادف و متضاد زبان فارسی): بازجو، دادیار، قاضی، مستنطق، متهم
  • بازپرس (فرهنگ فارسی هوشیار): پرسش کن، تحقیق نمای، سئوال کننده، پرسش مکرر و سئوال مکرر