معنی آنی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
موقت، موقتی،
فوری، بیدرنگ،
حل جدول
فرهنگ واژههای فارسی سره
بیدرنگ، زودگُذر، گُذرا
مترادف و متضاد زبان فارسی
بلافاصله، دردم، فوراً، فوری، فیالفور، زودگذر، موقتی، موقت،
(متضاد) دیرپا
فارسی به انگلیسی
Abrupt, Offhand, Immediate, Instantaneous, Momentary, Spontaneous
فارسی به ترکی
ani, ânî
عربی به فارسی
انی , همبود , باهم واقع شونده , همزمان
ترکی به فارسی
فرهنگ فارسی هوشیار
زود گذر گذرا
فارسی به ایتالیایی
istantaneo
معادل ابجد
61