معنی آوا

آوا
معادل ابجد

آوا در معادل ابجد

آوا
  • 8
حل جدول

آوا در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

آوا در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • آواز، بانگ، صدا، صلا، صوت، لحن، ندا، نغمه، نوا، آوازه، شهرت، صیت. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

آوا در فرهنگ معین

  • (اِ.) آواز، بانگ.
لغت نامه دهخدا

آوا در لغت نامه دهخدا

  • آوا. (اِ) مخفف آواز. آواز. بانگ. ندا. آوازه. صوت. (صراح). آوای. ازمل:
    ای بلبل خوش آوا آوا ده
    ای ساقی آن قدح رابا ما ده.
    رودکی.
    هزارآوا به بستان در کند اکنون هزارآوا.
    رودکی.
    دمنه را گفتا که تا این بانگ چیست
    با نهیب و سهم این آوای کیست
    دمنه گفت اورا جز این آوا دگر
    کار تو نه (؟) هست و سهمی بیشتر
    آب هرچه بیشتر نیرو کند
    بندروغ [ظ: بند و درغ] سست بوده بفکند
    دل گسسته داری از بانگ بلند
    رنجگی باشدْت و آزار و گزند. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

آوا در فرهنگ عمید

  • بانگ، صوت،

    آهنگ،
فارسی به انگلیسی

آوا در فارسی به انگلیسی

نام های ایرانی

آوا در نام های ایرانی

  • دخترانه، صدا، صدایی که به آواز خوانده می شود یا از آلات موسیقی به گوش می رسد. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

آوا در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (اسم) آواز بانگ صوت، آواز، صیت شهرت، عقیده راءی یا آوای سرد. گفتار زشت. توضیح بیشتر ...
فرهنگ پهلوی

آوا در فرهنگ پهلوی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید