معنی استیزه

استیزه
معادل ابجد

استیزه در معادل ابجد

استیزه
  • 483
حل جدول

استیزه در حل جدول

  • ستیزه، عناد، خصومت، جنگ، غضب
فرهنگ معین

استیزه در فرهنگ معین

  • عناد، خصومت، جنگ، خشم، غضب. [خوانش: (اِ زِ) (اِمص.)]
لغت نامه دهخدا

استیزه در لغت نامه دهخدا

  • استیزه. [اِ زَ / زِ] (اِمص) ستیزه. (برهان). ستیز. استیز. لجاج. (برهان). عناد. خصومت. (برهان):
    وگر استیزه کنی با تو برآیم من
    روز روشنت ستاره بنمایم من.
    منوچهری.
    هرکه او استیزه با سلطان کند
    خانه ٔ خود سربسر ویران کند.
    عطار.
    ناصحان گفتند از حد مگذران
    مرکب استیزه را چندان مران.
    مولوی.
    ساحران با موسی ازاستیزه را
    برگرفته چون عصای او عصا.
    مولوی.
    قطره با قلزم چو استیزه کند
    ابله است او ریش خود برمیکند.
    مولوی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

استیزه در فرهنگ عمید

فارسی به انگلیسی

استیزه در فارسی به انگلیسی

فرهنگ فارسی هوشیار

استیزه در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (اسم) عناد خصومت کشمکش جدال، جنگ حرب، خشم غضب.
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب