معنی اسطوره سابق منچستریونایتد

فارسی به عربی

اسطوره

اسطوره

لغت نامه دهخدا

اسطوره

اسطوره. [اُ رَ] (ع اِ) اسطور. اسطاره. سخن پریشان و بیهوده. سخن باطل. (غیاث). || افسانه. (مهذب الاسماء) (غیاث). ج، اساطیر:
قفل اسطوره ٔ ارسطو را
بر در احسن الملل منهید.
خاقانی.


سابق

سابق. [ب ِ] (اِخ) مؤلف قاموس الاعلام از تذکره ٔ «تراجم احوال شرقیون » ویلیام بیل نقل میکند: میرزا یوسف بیک متخلص به سابق شاعری درویش سیرت بود و بسال 1098 هَ. ق. درگذشت، برادر او از صاحب منصبان در بار اورنگ زیب عالمگیر بود. (قاموس الاعلام ترکی).

سابق. [ب ِ] (اِخ) (... برلاس) از امرای تیموریان است. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 3 ص 562 شود.

فرهنگ واژه‌های فارسی سره

اسطوره

افسانه، داستان، استوره

مترادف و متضاد زبان فارسی

اسطوره

افسانه، داستان، قصه،
(متضاد) تاریخ

فرهنگ معین

اسطوره

افسانه، قصه، سخن بیهوده و پریشان، جمع اساطیر. [خوانش: (اُ طُ رِ) [ع.] (اِ.)]

فرهنگ عمید

اسطوره

قصه‌ها و حکایت‌های بازمانده از دوران باستان دربارۀ خدایان، قهرمانان، و به ‌وجود آمدن اشیا و حوادث،

کلمات بیگانه به فارسی

اسطوره

افسانه

فرهنگ فارسی هوشیار

اسطوره

قصه وحکایت

فرهنگ فارسی آزاد

اسطوره

اُسْطُورَه، افسانه، قصه، سخن پریشان (جمع: اَساطِیر)،

فارسی به ایتالیایی

معادل ابجد

اسطوره سابق منچستریونایتد

1678

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری