معنی اشنان

اشنان
معادل ابجد

اشنان در معادل ابجد

اشنان
  • 402
حل جدول

اشنان در حل جدول

  • گیاه تهیه چوبک
لغت نامه دهخدا

اشنان در لغت نامه دهخدا

  • اشنان. [اِ] (ع مص) اشنان غارت بر کسان، پریشان و از هر طرف ریختن غارت را بر آنان. (منتهی الارب). از هر سوی غارت را بسوی کسان متوجه کردن. (از المنجد). || اشنان قربه، کهنه گردیدن مشک. (منتهی الارب). کهنه و خشک شدن آن. (از المنجد). توضیح بیشتر ...
  • اشنان. [اَ] (ع اِ) ج ِ شَن ّ، بمعنی مشک کهنه. (از المنجد). و رجوع به شَن ّ شود. توضیح بیشتر ...
  • اشنان. [اُ / اِ] (اِ) جوالیقی گوید معرب از فارسی است. و ابوعبیده گفته است به دو لغت (لهجه) تلفظ شود (ضم و کسر) و آنراحُرُض خوانند. همزه ٔ آن اصلی است زیرا اگر آنرا زاید بگیریم دیگر حروف اصلی بنای آن، کلمه ای تشکیل نمیدهد و نون بمنزله ٔ لام آن است لیکن تکرار آن برای ملحق ساختن کلمه به «قرطاس » است. (از المعرب جوالیقی ص 24). ابن درید نیز در جمهره بنقل از المزهر گوید: اشنان از کلمه هایی است که عرب آنرا از پارسی گرفته است. توضیح بیشتر ...
  • اشنان. [اَ] (اِخ) دهی است از دهستان برزاوند شهرستان اردستان که در 55 هزارگزی جنوب خاور اردستان و 18 هزارگزی شمال شوسه ٔ کوهپایه به اصفهان واقع است. محلی کوهستانی معتدل است و سکنه ٔ آن 181 تن میباشد. مذهب اهالی شیعه و زبان آنان فارسی است. آب ده از قنات تأمین میشود و محصولات آن، غلات و کتیرا و شغل اهالی زراعت است. راه آن مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 10). توضیح بیشتر ...
  • اشنان. [اُ] (اِخ) (قنطره. ) قنطره ٔ اشنان. محلتی به بغداد بود. (از معجم البلدان). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

اشنان در فرهنگ عمید

  • گیاهی از خانوادۀ اسفناج با شاخه‌های باریک، برگ‌های ریز، و طعم شور که معمولاً در شوره‌زارها می‌روید، چوبک اشنان، اشنان قلیا، آذربو، آذربویه، غاسول، خَرند، خلخان: اشنانش بر‌نکرده سر از بادبان خاک / کز شعله سموم شدی در زمان شخار (اثیرالدین‌اخسیکتی: ۱۳۱)،. توضیح بیشتر ...
تعبیر خواب

اشنان در تعبیر خواب

  • دیدن اشنان به خواب، دلیل بر غم و اندوه کند و خوردن او، دلیل بیماری. - محمد بن سیرین. توضیح بیشتر ...
فرهنگ گیاهان

اشنان در فرهنگ گیاهان

  • حرض، اشنان گازران، چوبک، چووه، غاسول رک چوبک
فرهنگ فارسی هوشیار

اشنان در فرهنگ فارسی هوشیار

  • پارسی تازی گشته اشنان از گیاهان (اسم) درختچه ایست از تیره اسفناجیان که خاص نواحی گرم و کویری است و گاه در سواحل دریای شور میروید. دارای برگهای متناوب با گلهای منفرد و یا دوتایی (دوقلو) اشنون اشنوم اشنیان بلار بلال. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید