معنی افشرده

افشرده
معادل ابجد

افشرده در معادل ابجد

افشرده
  • 590
حل جدول

افشرده در حل جدول

  • معادل فارسی کنسانتره
فرهنگ معین

افشرده در فرهنگ معین

  • فشار داده شده، آبی که از فشردن میوه گیرند. [خوانش: (اَ شُ دَ یا دِ) (ص مف. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

افشرده در لغت نامه دهخدا

  • افشرده. [اَ ش ُ دَ / دِ] (ن مف، اِ) خلاصه ٔچیزی که از افشردن بیرون آید و بعربی عصاره گویند وافشرج معرب او است. (آنندراج). قوسی گوید: عصاره ٔ هرچیز مثل غوره و آلو و مانند آن و عوام آبشله بمد و قصر خوانند. (آنندراج). عصاره ٔ مایعی که با فشار از میوه ها و غیره استخراج کنند. آبی که از فشردن میوه گیرند. (فرهنگ فارسی معین). || فشار داده شده که عربی آن عصیر است. (فرهنگ شعوری). فشرده. فشارده. فشار داده شده. (فرهنگ فارسی معین):
    اول از خونابه ٔ غم زینت دلها دهد
    آنگه از افشرده ٔ دل زیب دامنها کند. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

افشرده در فرهنگ عمید

  • فشارداده‌شده،

    آنچه از فشردن چیزی گرفته شده، افشره، عصاره،
فرهنگ فارسی هوشیار

افشرده در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (اسم) فشار داده شده، آبی که از فشردن میوه گیرند افشره عصاره مایعی که با فشار از میوه ها و غیره استخراج کنند. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید