معنی امیل

امیل
معادل ابجد

امیل در معادل ابجد

امیل
  • 81
حل جدول

امیل در حل جدول

  • اثر ژان ژاک روسو
لغت نامه دهخدا

امیل در لغت نامه دهخدا

  • امیل. [اَ ی َ] (ع ن تف) گراینده تر. مایل تر. (یادداشت مؤلف). میل کننده تر. (آنندراج). || (ص) کج. (منتهی الارب) (آنندراج). کج، از بناء و جز آن. (از اقرب الموارد). || خمیده در خلقت. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || آنکه بر زین راست نتواند نشست. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از آنندراج) (از اقرب الموارد). آنکه بر پشت ستور دراز نتواند بودن. (مصادر زوزنی). || مرد بی شمشیر و بی سپر و بی نیزه. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). توضیح بیشتر ...
  • امیل. [اَ] (ع اِ) کوه ریگ که درازی آن بقدر یک روز راه و عرض آن یک گره باشد، یاپشته ٔ ریگ. ج، اُمُل. || (اِخ) نام جایی است. (از ناظم الاطباء). توضیح بیشتر ...
  • امیل. [اَ] (اِخ) یوم الامیل، جنگی که در آن بسطام بن قیس کشته شد، و آنرا یوم الحسن و یوم فلک الامیل نیز گویند. (از مجمع الامثال میدانی). توضیح بیشتر ...
  • امیل. [اِ] (اِخ) ازاعلام فرنگی و نام کتاب نویسنده و فیلسوف مشهور فرانسوی، ژان ژاک روسو است. رجوع به روسو (ژان ژاک) شود. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

امیل در فرهنگ فارسی هوشیار

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید