معنی انگشتانه

انگشتانه
معادل ابجد

انگشتانه در معادل ابجد

انگشتانه
  • 827
حل جدول

انگشتانه در حل جدول

فرهنگ معین

انگشتانه در فرهنگ معین

  • ابزار فلزی، قالب سرِ انگشت، به هنگام دوختن چیزی بر سر انگشت می گذارند تا ته سوزن در انگشت فرو نرود، گلی است زینتی از تیره میمون شبیه انگشتانه دارای رنگ های مختلف، برگ هایش بسیار تلخ و دارای ماده سمی شدیدی است که از آن ما [خوانش: (اَ گُ نِ یا نَ) (اِ. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

انگشتانه در لغت نامه دهخدا

  • انگشتانه. [اَ گ ُ ن َ / ن ِ] (اِ) آلت فلزی یا غیرفلزی کوچک و مجوف که در هنگام دوختن انگشت را در آن گذارند تا از اثر فرورفتن سوزن محفوظ ماند. (ناظم الاطباء). انگشتوانه. (یادداشت مؤلف). || قسمی گل زینتی و طبی. دیژیتال دارای گلهای ارغوانی رنگ است و در آن الکالوئیدی بنام دیژیتالین است که در امراض قلبی بکار می رود. (از گیاه شناسی گل گلاب ص 245). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

انگشتانه در فرهنگ عمید

  • وسیلۀ فلزی یا پلاستیکی که قالب سر‌انگشت است و هنگام دوختن چیزی در انگشت شست یا سبابه می‌کنند که ته سوزن به انگشت فرو نرود،
    (زیست‌شناسی) گیاهی زینتی با برگ‌های دراز و نوک‌تیز و گل‌های سنبله‌ای دراز شبیه انگشتانه در رنگ‌های سرخ، گلی و سفید که از برگ آن در طب استفاده می‌شود، دیژیتال،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

انگشتانه در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

انگشتانه در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

انگشتانه در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

انگشتانه در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (اسم) آلتی فلزی است بشکل مخروط ناقص که در بدنه آن بقطر ته سوزن معمولی فرورفتگیهایی موجود است و خیاطان بهنگام دوختن آنرا بانگشت کنند، گل انگشتانه. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید