معنی اولین شاتل فضایی

فرهنگ عمید

شاتل

فضاپیمایی بال‌دار برای بردن فضانوردان به ایستگاه‌های فضایی و بازگرداندن آن‌ها که می‌تواند روی زمین بنشیند،
* شاتلِ فضایی: = شاتل٢

دانه‌ای به‌اندازۀ باقلا، به ‌رنگ سرخ یا سیاه که مصرف دارویی داشته و در هند می‌روید، روشنک،

لغت نامه دهخدا

شاتل

شاتل. [ت ِ] (اِخ) ژان. (تولد در حدود سال 1575، وفات درسال 1594 م.)، مرد متعصبی که در صدد قتل هانری چهارم اندکی پس از ورود او به شهر پاریس برآمد. دست و پای او را به چهار اسب بسته بطرز فجیعی وی را کشتند.

شاتل. [ت ِ] (اِ) دارویی است مانند کماه خشک و آن را به شیرازی روشنک خوانند و معرب آن شاطل است. (برهان قاطع). رجوع به شاطل شود. به فارسی روشنک نامند دوائی است هندی شبیه به فطر خشک و بقدر باقلایی و بزرگتر و کوچکتر و با تلخی و پوست او بسیار چین دار ما بین سیاهی و سرخی و املس در آخر دویم گرم وخشک و مسهل قوی اخلاط غلیظه ٔ مفاصل و اعصاب و جهه فالج و رعشه و لقوه و صرع و امراض بارده ٔ دماغ نافع و مورث دردسر و مصلحش فواکه بارده و قدر شربتش تا نیم مثقال است با مثل او نبات. (تحفه ٔ حکیم مؤمن). دوای هندی بود مانند کمأه خشک و گویند عروقی است خشن پرگره مانند بسفایج و بقدر باقلایی بود. مؤلف گوید قول اول اصح است که آن مانند کمأه خشک بود و از هندوستان نیز آورند و به شیرازی آن را روشنک خوانند. تمیمی گوید طبیعت وی گرم و خشک است در آخر درجه ٔ سیوم. مسهل کیموسات غلیظ بود و فالج و لقوه و داءالصرع و ارتعاش و سنگ مفاصل و علتهای دماغ را که از رطوبت غلیظ باشد نافع باشد و گویند مسهل کیموسات محرقه بود و شربتی از وی نیم درم بود با وزن آن نبات که به آب گرم بیاشامند. (اختیارات بدیعی). به فارسی روشنک نامند. ماهیت آن: دوایی است هندی شبیه به فطر خشک و بقدر باقلایی بزرگتر و کوچکتر از آن نیز و با تلخی و پوست آن بسیار چین دار مابین سیاهی و سرخی و املس و آنچه بعضی گفته اند که عروقی است خشن و پر گره مانند باقلا اصلی ندارد و گویند که از ترکستان نیز آورند و صاحب اختیارات بدیعی نوشته که در قریه ٔ جره که از جمع شیراز است نیز می باشد. طبیعت آن گرم و خشک در سوم. افعال وخواص آن: مسهل قوی اخلاط غلیظه متشبث در مفاصل و اعصاب و کیموسات محرقه و جهت فالج و لقوه و رعشه و صرع و امراض بارده ٔ دماغی حادث از رطوبات غلیظه نافع و از جمله ٔ اجزای معجون نجاح است و مقدار شربت آن نیم مثقال با هم وزن آن نبات که با آب گرم بیاشامند، مورث درد سر، مصلح آن فواکه بارده است. (مخزن الادویه).


فضایی

فضایی. [ف َ] (ص نسبی) فضائی. منسوب به فضا.
- هندسه ٔ فضایی، قسمتی ازعلم هندسه که درباره ٔ اجسام بحث میکند و موضوع آن مطالعه ٔ چیزی است که قسمتی از فضا را اشغال کند.

فضایی. [ف َ] (اِخ) از همدان است. شخصی سلیم النفس و صادق القول بود و نسبت به حقیر (صادقی کتابدار) سمت معلمی داشت. شعرش هموار و آبدار است و این ابیات از اوست:
عاشقان را ذوق از معنی است نی صورت ز دوست
صورت شیرین بچشم کوهکن گو سنگ باش.
بار غم از دل مجنون که تواند برداشت
ناقه ٔ لیلی اگر روی به هامون نکند.
(از مجمع الخواص تألیف صادقی کتابدار از ترجمه ٔ خیام پور ص 247).
فضایی از شعرای زمان شاه عباس صفوی است.


شاتل گیون

شاتل گیون. [ت ِ ی ُ] (اِخ) کمون پوی دو دوم واقع در آروندیسمان ریوم دارای 2750 نفر جمعیت. آبهای معدنی آن معروف است.

فرهنگ فارسی هوشیار

شاتل

دانه ای سرخ یا سیاه رنگ به اندازه باقلا


فضایی

اسپاشیک درواییک

معادل ابجد

اولین شاتل فضایی

1729

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری