معنی ایلچی

ایلچی
معادل ابجد

ایلچی در معادل ابجد

ایلچی
  • 54
حل جدول

ایلچی در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

ایلچی در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • پیغام‌آور، پیک، رسول، سفیر، فرستاده، قاصد، قنسول، کنسول
فرهنگ معین

ایلچی در فرهنگ معین

  • فرستاده مخصوص، سفیر، مأموری که برای انجام دادن امور دیوانی سفر می کرد (ایلخانان، صفویه و قاجاریه)، جمع ایلچیان. [خوانش: [تر. ] (اِمر. ) = ایلجی: ]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

ایلچی در لغت نامه دهخدا

  • ایلچی. (ترکی، اِ) پیام گزار. رسول. فرسته. فرستاده. سفیر. مندوب. پیامبر و رسول و قاصد و به فارسی پیک و پیامبر باشد چه ایل بمعنی پیام است و چی افاده ٔ معنی فاعلی کند یعنی پیامدارو پیغام گذار. (آنندراج) (از فرهنگ وصاف). فرستاده ٔ مخصوص، مأموری که برای انجام دادن امور دیوانی سفر میکرد (در دوره ٔ ایلخانان، صفویه و قاجاریه). ج، ایلچیان. (فرهنگ فارسی معین): ایلچی که بدان جانب متوجه بودی همین معنی تازه میکردی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

ایلچی در فرهنگ عمید

  • [منسوخ] سفیر، فرستادۀ مخصوص،
    [قدیمی] دورۀ ایلخانان و صفویه و قاجاریه، مٲموری که برای انجام دادن امور دیوانی سفر می‌کرد،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

ایلچی در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

ایلچی در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

ایلچی در فرهنگ فارسی هوشیار

  • پیام گزار، رسول، فرستاده
فارسی به آلمانی

ایلچی در فارسی به آلمانی

واژه پیشنهادی

ایلچی در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید