معنی ایلی

ایلی
معادل ابجد

ایلی در معادل ابجد

ایلی
  • 51
حل جدول

ایلی در حل جدول

  • رودی در قزاقستان
لغت نامه دهخدا

ایلی در لغت نامه دهخدا

  • ایلی. (ص نسبی) منسوب به ایل که نام طایفه و محلی است. (الانساب سمعانی). || (حامص) طاعت و فرمانبرداری. (آنندراج). بندگی. اطاعت. فرمانبرداری. (فرهنگ فارسی معین). بندگی و عبودیت و تسلیم و اطاعت و فروتنی. (ناظم الاطباء): ایلی خواستن امراء بزرگ با ملک معظم نصیر الحق و الدین. (تاریخ سیستان). نشان ایلی و یکدلی آن باشد که. (تاریخ سیستان). بنده را برسالت بخدمت غازان فرستاد که بر سبیل ایلی درآمد. (تاریخ غازان ص 84). لشکریان ایشان با ایلی درآمد. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

ایلی در فارسی به انگلیسی

فرهنگ فارسی هوشیار

ایلی در فرهنگ فارسی هوشیار

  • ترکی فرما نبرداری تیره ای بندگی اطاعت فرمانبرداری.
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید