معنی ایمنی

ایمنی
معادل ابجد

ایمنی در معادل ابجد

ایمنی
  • 111
حل جدول

ایمنی در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

ایمنی در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • اطمینان، امنیت، سلامت، مصونیت،

    (متضاد) خطر
لغت نامه دهخدا

ایمنی در لغت نامه دهخدا

  • ایمنی. [م ِ] (حامص) مصونیت. ایمن بودن. (فرهنگ فارسی معین). امن و امان و سلامت و حفاظت و حمایت و کامرانی و سعادت. (ناظم الاطباء):
    کسی کو خرد جوید و ایمنی
    نیازد سوی کیش اهریمنی.
    فردوسی.
    شما را خوشی جستم و ایمنی
    نهان کردن کیش اهریمنی.
    فردوسی.
    به هیچ جای نشان نمیدهند به آبادانی و مردم بسیار و ایمنی و راحت. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 277). که از آن مرد بندگان او را راحت خواهد بود و ایمنی در زندگانی. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 92). توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

ایمنی در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

ایمنی در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

ایمنی در فرهنگ فارسی هوشیار

فارسی به آلمانی

ایمنی در فارسی به آلمانی

  • Geborgenheit (f), Sicherheit (f), Sicherheitsfaktor (m)
واژه پیشنهادی

ایمنی در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب