معنی بادامه

بادامه
معادل ابجد

بادامه در معادل ابجد

بادامه
  • 53
حل جدول

بادامه در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

بادامه در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • پیله، ابریشم، خرقه، مرقع، مهر، نگین انگشتری
فرهنگ معین

بادامه در فرهنگ معین

  • پیله ابریشم، هر جنس گرانبها و نفیس. [خوانش: (مِ) (اِ.)]
لغت نامه دهخدا

بادامه در لغت نامه دهخدا

  • بادامه. [م َ / م ِ] (اِ مرکب) پیله ٔ ابریشم را گویند. (برهان) (آنندراج) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء) (فرهنگ نظام). نوعی از ابریشم که هنوز آنرا از هم نگشاده باشند. (غیاث). فیلق. بادامچه:
    ای که ترا به ز خشن جامه نیست
    حکم بر ابریشم و بادامه نیست.
    نظامی (از آنندراج).
    کرم بادامه شو و هرچه خوری پاک برآر
    تا لعاب دهنت بر سر افسر گردد.
    نظامی.
    همه رخ، گل، چو بادامه ز نغزی
    همه تن، دل، چو بادام دومغزی.
    نظامی.
    || جنسی از ابریشم باشد. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

بادامه در فرهنگ عمید

  • پیلۀ ابریشم،
    هرچه شبیه مغز بادام باشد، مانندِ نگین انگشتری،
    خال گوشتی درشت که در پوست بدن پیدا شود،
    رقعه، پینه،
    (تصوف) جامۀ درویشان که از تکه‌های رنگارنگ دوخته می‌شد،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

بادامه در فارسی به انگلیسی

فرهنگ فارسی هوشیار

بادامه در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (اسم) پیله ابریشم فیلق، نوعی از ابریشم که هنوز آنرا از هم نگشاده باشند، خرقه درویشان که از پاره های رنگارنگ دوخته باشند مرقع، رقعه و پینه که درویشان بر خود دوزند، خال گوشتی که از بشره آدمی برآمده باشد اژخ مانندی که از چهره شخص بر آید، گل چشم مانندی که از طلا و نقره یا از ابریشم سازند و بر کلاه طفلان دوزند، نگین و مهر انگشتری نگینی که بصورت بادام باشد، هر جنس مطبوع و نفیس. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید