معنی بازیچه

بازیچه
معادل ابجد

بازیچه در معادل ابجد

بازیچه
  • 28
حل جدول

بازیچه در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

بازیچه در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • اسباب‌بازی، عروسک، لعبت، ملعبه، آلت دست، مسخره، مضحکه
فرهنگ معین

بازیچه در فرهنگ معین

  • آنچه با آن بازی می کنند، اسباب بازی، مسخره، ملعبه. [خوانش: (چِ) (اِمصغ. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

بازیچه در لغت نامه دهخدا

  • بازیچه. [چ َ / چ ِ] (اِ مصغر) بازی خرد. (یادداشت مؤلف). تصغیربازی. (ناظم الاطباء). || آلت بازی. آنچه بدان بازی کنند. (برهان قاطع). آنچه بدان اطفال بازی کنند و بهندی کهلونا گویند. بازیچه، اگر چه در ظاهر تصغیر بازی است، مگر تحقیق آن است که کلمه ٔ چه در این لفظ برای نسبت است. (غیاث اللغات). ملعبه. (فرهنگ شعوری ج 1 ص 192) (انجمن آرای ناصری) (آنندراج). لُعبَت. (زمخشری) (دهار). عروسک. اُلعوبَه. (منتهی الارب). بدانچه بازی کنند. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

بازیچه در فرهنگ عمید

  • هرچه با آن بازی کنند،
    اسباب‌بازی کودکان،
    [قدیمی] غیر جدی، مزاح، شوخی: نگویند از سر بازیچه حرفی / کزآن پندی نگیرد صاحب هوش (سعدی: ۹۵)،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

بازیچه در فارسی به انگلیسی

  • Gimcrack, Plaything, Puppet, Sport, Tool, Toy
فارسی به ترکی

بازیچه در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

بازیچه در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

بازیچه در فرهنگ فارسی هوشیار

  • بازی خرد، آلت بازی، آنچه بدان بازی کنند، اسباب بازی
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید