معنی بدیع

بدیع
معادل ابجد

بدیع در معادل ابجد

بدیع
  • 86
حل جدول

بدیع در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

بدیع در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • ابتکاری، بکر، بی‌سابقه، تازه، خوب، خوش، طرفه، عجیب، نادره، نادیده، نو، نوظهور، نیکو،
    (متضاد) کهنه. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

بدیع در فرهنگ معین

  • نو، تازه، دانشی که به بیان زیبایی های صنایع شعری می پردازد، عجیب، نادر. [خوانش: (بَ) [ع. ] (اِ. ص. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

بدیع در لغت نامه دهخدا

  • بدیع. [ب َ] (ع ص) نو بیرون آورنده. (ناظم الاطباء). نو بیرون آورنده نه بر مثالی. (منتهی الارب) (آنندراج). نوکننده. (مهذب الاسماء). چیز نو بیرون آرنده. (یادداشت مؤلف). || نو بیرون آورده. (منتهی الارب) (ترجمان القرآن جرجانی ترتیب عادل بن علی). بمعنی اسم فاعل و مفعول هر دوست. (از منتهی الارب). نوپیدا شده. (غیاث اللغات). نوآیین. نو پدید کرده. نوباوه. نو. (یادداشت مؤلف). نوآیین. تازه. نو. (فرهنگ فارسی معین). نو بیرون آمده. توضیح بیشتر ...
  • بدیع. [ب َ] (اِخ) یکی از نامهای باری تعالی. (ناظم الاطباء). از اسماء باری تعالی است و معنی آن مبدع است زیرا که حضرت او بدیع است در نفس خود و برای او مثلی نیست. (از اقرب الموارد). نوآفریننده ٔ آسمانها و زمینها. (مهذب الاسماء):
    بدیعی که شخص آفریند ز گل
    روان و خرد بخشد و هوش و دل.
    سعدی (بوستان). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

بدیع در فرهنگ عمید

  • تازه، نو،
    شگفت،
    موجد و مبتدع، نوبیرون‌آورنده،
    (اسم) (ادبی) علمی که در آرایش سخن، زینت کلام، صنایعی که نظم و نثر را زینت می‌دهد بحث می‌کند،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

بدیع در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

بدیع در فارسی به عربی

  • اصلی، رائع، روایه، متانق
فرهنگ فارسی هوشیار

بدیع در فرهنگ فارسی هوشیار

  • نوبیرون آورنده، زیبا، نو، تازه
فرهنگ فارسی آزاد

بدیع در فرهنگ فارسی آزاد

  • بَدیع، لقب آقابزرگ خراسانی فرزند حضرت حاجی عبدالمجید نیشابوری که توسط جناب نبیل زرندی بامر مبارک مؤمن شد و در سن 17 سالگی پیاده بعکا رفت و در قشله عسکریه بحضور حضرت بهاءالله مشرف و حامل لوح سلطان گردید که آنرا پیاده به طهران برد و در نیاوران بدست ناصرالدین شاه رسانید و در همانجا بعد از شکنجه های سخت به شهادت رسید. (به سلطان عجم مراجعه شود). توضیح بیشتر ...
  • بَدیع، نوظهور، تازه و نو، ابداع کننده و بوجود آورنده، از اسماء الهی است،. توضیح بیشتر ...
فارسی به آلمانی

بدیع در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه