معنی برنشیت

برنشیت
معادل ابجد

برنشیت در معادل ابجد

برنشیت
  • 962
حل جدول

برنشیت در حل جدول

  • بیماری تورم نایژه ها
مترادف و متضاد زبان فارسی

برنشیت در مترادف و متضاد زبان فارسی

فرهنگ معین

برنشیت در فرهنگ معین

  • (بُ رُ) [فر. ] (اِ. ) نوعی بیماری ناشی از آماس نایره که باعث گرفتگی صدا، سرفه های شدید، خروج خلط های ساده یا توأم با چرک و خون می شود؛ ورم ریه. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

برنشیت در لغت نامه دهخدا

  • برنشیت. [بْرُ / ب ُرُ] (فرانسوی، اِ) (اصطلاح پزشکی) مرضی که در ریه حاصل شود، و عوارض آن از این قرار است: ورم نایژه ها و شاخه های قصبهالریه، گرفتگی صدا، سرفه های سخت، خروج خلطهای ساده یا توأم با چرک و خون. (فرهنگ فارسی معین). التهاب یکی از برونشها (مجاریی که قصبهالریه یا نای را به یکی از دو ریه مربوط میسازد) یا شاخه های آنها براثر تحریک یا جایگزینی میکربها در آنها. (دایره المعارف فارسی). ورم ریه. برونشیت. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

برنشیت در فرهنگ عمید

  • بیماری دستگاه تنفسی که عوارض آن عبارت است از: ورم نایژه‌ها، گرفتگی صدا، سرفه‌های دردناک، و خارج شدن اخلاط ساده، چرک‌دار، و گاهی خونی،
    * برنشیت حاد: (پزشکی) نوعی برونشیت که در زمستان در اثر سرماخوردگی بروز می‌کند،
    * برنشیت مزمن: (پزشکی) نوعی برونشیت که کهنه و جاگیر شده باشد،. توضیح بیشتر ...
فارسی به عربی

برنشیت در فارسی به عربی

  • التهاب القصبات الهوائیه
فرهنگ فارسی هوشیار

برنشیت در فرهنگ فارسی هوشیار

  • فرانسوی سینه پهلو از بیماری ها (اسم) مرضی که در ریه حاصل شود و عوارض آن از این قرار است: ورم نایژه ها و شاخه های قصبه الریه گرفتگی صدا سرفه های سخت خروج خلطهای ساده یا توا ء م با چرک و خون ورم ریه. یا برنشیت حاد. نوعی از برنشیت که در زمستان بعلت سرماخوردگی شدید بروز کند. یا برنشیت مزمن. نوعی از برنشیت که جایگیر و کهنه شده باشد. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید