معنی برگرداندن

برگرداندن
معادل ابجد

برگرداندن در معادل ابجد

برگرداندن
  • 531
حل جدول

برگرداندن در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

برگرداندن در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • بازگرداندن، برگردانیدن، برگشت دادن، بازگشت‌دادن، پس دادن، وارو کردن، پشت‌ورو کردن، واژگون کردن، تغییر دادن، ترجمه کردن، بالا آوردن، استفراغ کردن، قی کردن، واژگون کردن 01 سرنگون کردن، به زمین‌انداختن 1. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

برگرداندن در لغت نامه دهخدا

  • برگرداندن. [ب َ گ َدَ] (مص مرکب) برگردانیدن. باژگونه کردن. منقلب کردن. اعاده دادن. برعکس کردن. رجوع به گرداندن شود.
    - برگرداندن انبار، قپان کردن و کشیدن موجودی انبار را از گندم و جو و غیره تا وزن حقیقی آن معلوم شود. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

برگرداندن در فرهنگ عمید

  • بازگردانیدن، برگشت دادن،
    رد کردن، پس آوردن، پس دادن، واپس بردن،
    پشت‌ورو کردن، واژگون کردن،
    [مجاز] قی کردن: هرچه خورده بود برگرداند،
    ویران کردن، خراب کردن،
    [عامیانه، مجاز] نظر و عقیدۀ کسی را بد کردن: کارهای اخیرش من را از او برگرداند،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

برگرداندن در فارسی به انگلیسی

  • Avert, Divert, Return, Invert, Puke, Regurgitate, Render, Retrieve, Rewind, Spew, Turn, Turnover, Wheel. توضیح بیشتر ...
فارسی به ترکی

برگرداندن در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

برگرداندن در فارسی به عربی

  • استدع، انزعاج، ترجم، تفاد، دور، عکس، قیی
فرهنگ فارسی هوشیار

برگرداندن در فرهنگ فارسی هوشیار

فارسی به ایتالیایی

برگرداندن در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

برگرداندن در فارسی به آلمانی

  • Durcheinanderbringen, Gegenteil (m), Rückschlag (m), Rückseite (f), Stören, Umkehren, Unkrempeln, Übersetzen, Übertragen, Verdolmetschen. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید