معنی بور

بور
معادل ابجد

بور در معادل ابجد

بور
  • 208
حل جدول

بور در حل جدول

  • موطلایی، طلایی رنگ، دماغ سوخته
  • کسی را گویند که بخواهد خوشمزگی کند ولی کامیاب نشود، موطلایی، طلایی رنگ، دماغ سوخته. توضیح بیشتر ...
  • کسی را گویند که بخواهد خوش مزگی کند ولی کامیاب نشود.
  • عنصر شماره 5
  • دماغ سوخته
  • رنگ خیطی
  • طلایی رنگ
  • کسی را گویند که بخواهد خوشمزگی کند ولی کامیاب نشود، مو طلایی، طلایی رنگ، دماغ سوخته. توضیح بیشتر ...
مترادف و متضاد زبان فارسی

بور در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • سرخ، قرمزرنگ، برزخ، دماغ‌سوخته، خجل، شرمنده، خجلت‌زده
فرهنگ معین

بور در فرهنگ معین

  • سرخ کم رنگ، اسب سرخ، کسی که از عهده انجام کار برنیامده و شرمنده شده باشد. [خوانش: [په. ] (ص. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

بور در لغت نامه دهخدا

  • بور. (ص) سرخ. (ناظم الاطباء). سرخ قرمزرنگ. (فرهنگ فارسی معین). روباه. اسب. سرخ قهوه ای. سانسکریت «ببهرو» (سرخ قهوه ای، قهوه ای)، اوستا «بوره ». اساساً بمعنی سرخ (در تداول عوام، بور شدن بمعنی سرخ و خجل شدن) است. که سپس به جانوری که در فارسی ببر (به دو فتح) گویند، اطلاق شده. پهلوی «بور»، طبری «بور» (زرد). دزفولی «بور - سوار» را بمعنی «لر» بکار برند، چه لرهای خوزستان سوار اسب بور شوند. (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین). توضیح بیشتر ...
  • بور. (ع ص) تباه و هلاک شده ٔ بی خیر. تثنیه و جمع و مذکر و مؤنث در وی یکسان است. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از آنندراج). مردم تباه کار که در او هیچ خیر نبود. (مهذب الاسماء). یقال: رجل بور و امراءه بور و قوم بور. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). و کانوا قوماً بوراً؛ ای هالکین. || زمین خراب و نامزروع. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به ماده ٔ بعد شود. توضیح بیشتر ...
  • بور. [ب َ] (ع اِ) زمین خراب نامزروع یا زمینی که یک سال بی زراعت گذارند تا در سال آینده بسیار رویاند. (آنندراج) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). زمین خراب. ابوار و بیران جمع آن است. (مهذب الاسماء). || آزمایش. || هلاکی. || کساد بازار و جز آن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). توضیح بیشتر ...
  • بور. [ب َ / ب ُ] (ع اِ) ج ِ بائر. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). توضیح بیشتر ...
  • بور. (ع اِ) ج ِ بوار. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).

  • بور. [ب َ] (ع مص) هلاک شدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || آزمودن. (المصادر زوزنی) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || کاسد شدن: بارت السوق، کاسد شد بازار و بارت السلعه؛ بواراً کذلک. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || عرضه کردن ماده شتر را بر نر تا ببینند که باردار است یا نه. زیرا که اگر باردار باشد، بر روی نر پیشاب می کند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || باطل شدن کار. توضیح بیشتر ...
  • بور. (اِخ) دهی از دهستان طبس مسینا که در بخش درمیان شهرستان بیرجند واقع است. دارای 316 تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

بور در فرهنگ عمید

  • عنصر غیرفلز، جامد، و تیره‌رنگ به شکل گَرد یا کریستال که ترکیبات آن دارای خواص فلزات و شبه‌فلزات است و در ساخت آلیاژهای سخت و رآکتورهای هسته‌ای به کار می‌رود،. توضیح بیشتر ...
  • دارای رنگ طلایی،
    [مجاز] ویژگی کسی که بخواهد کاری انجام دهد ولی نتواند،
    [مجاز] شرمنده، خجالت‌زده: حسابی بور شدم،
    (اسم) اسب سرخ‌رنگ،
    (اسم) (زیست‌شناسی) [قدیمی] = قرقاول
    (اسم) [قدیمی] زرد یا سرخ کم‌رنگ،
    * بور بیجاده‌رنگ: [قدیمی، مجاز] خورشید،
    * بور شدن: (مصدر لازم) [مجاز] شرمنده شدن، خفیف شدن،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

بور در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

بور در فارسی به عربی

  • اشقر، کستنائی، معرض
گویش مازندرانی

بور در گویش مازندرانی

  • ببر از گوشت خواران و گربه سانان بزرگ جنگل های البرز مرطوب...
  • شخم زدن شالی زار، شخم نخست
  • دورشو برو
  • ببر خزری، ببر
  • باور
  • دمق – کنفت
  • رنگ زرد مایل به سرخ، موی خرمایی رنگ، گیاه تمشک
  • زمینی که چندسال شخم نشده باشد
فرهنگ فارسی هوشیار

بور در فرهنگ فارسی هوشیار

  • قرمز رنگ، سرخ قهوه ای، طلائی
فرهنگ عوامانه

بور در فرهنگ عوامانه

  • کسی را گویند که بخواهد خوش مزگی کند ولی کامیاب نشود یا تصور می کند کار غریبی کرده ولی هیچ کس اعتنا نکند. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی آزاد

بور در فرهنگ فارسی آزاد

  • بٌور، فاسد و بی فایده، غیرمفید و بی خیر، زمین غیرقابل زراعت، هلاک شدن،. توضیح بیشتر ...
فارسی به آلمانی

بور در فارسی به آلمانی

  • Gerecht, Hübsch, Jahrmarkt (m), Messe (f), Schön
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید