معنی بیاع

بیاع
معادل ابجد

بیاع در معادل ابجد

بیاع
  • 83
حل جدول

بیاع در حل جدول

  • فروشنده و سوداگر
فرهنگ معین

بیاع در فرهنگ معین

  • (بَ یّ) [ع.] (ص نسب.) فروشنده، سوداگر.
لغت نامه دهخدا

بیاع در لغت نامه دهخدا

  • بیاع. [ب َی ْ یا] (ع ص) بهاکننده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). دلال خرید و فروش. (منتهی الارب) (آنندراج). بهاکننده. دلال خرید و فروش. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین): بیاع بر اثر بازرگان برفت. (منتخب قابوسنامه). و بیاعان معتمد باشند که قیمت عدل بر آن نهند. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 146). بیاعان بارهای کازرونی دربستندی و غربا بیامدندی و همچنان دربسته بخریدندی بی آنکه بگشادندی از آنکه بر بیاعان اعتماد داشتندی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

بیاع در فرهنگ عمید

  • فروشنده،

    دلال خریدوفروش،

    تاجر، بازرگان،
فرهنگ فارسی هوشیار

بیاع در فرهنگ فارسی هوشیار

  • بها گذار میانجی (صفت) فروشنده سوداگر بایع، بها کننده دلال خرید و فروش. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب