معنی بیل

بیل
معادل ابجد

بیل در معادل ابجد

بیل
  • 42
حل جدول

بیل در حل جدول

فرهنگ معین

بیل در فرهنگ معین

  • (اِ. ) ابزاری دارای دسته بلند و صفحه ای پهن و قاشق مانند که برای جا به جا کردن خاک و گل به کار می رود. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

بیل در لغت نامه دهخدا

  • بیل. (اِ) آلتی باشد آهنی که باغبانان و امثال ایشان زمین بدان کنند. (برهان). آلتی سرپهن که تره کاران بدان کلوخ یکسوی کنند و زمین را بکاوند. (شرفنامه ٔ منیری). آلتی است آهنی که سر آن پهن باشد بدان زمین را کاوند. (غیاث) (آنندراج). آلتی آهنین و پهن و دارای دسته ای چوبین که بدان زمین کاوند. (ناظم الاطباء). آلتی آهنین با دسته ٔ بلند چوبین که بدان گل سازند و خاک بردارند یا زمین باغ وجز آن بگردانند. (یادداشت مؤلف) (منتهی الارب). توضیح بیشتر ...
  • بیل. (اِخ) (کوه. ) میانه ٔ بلوک کازرون و بلوک کوه مره شکفت قرار دارد. (از فارسنامه ٔ ناصری). توضیح بیشتر ...
  • بیل. (اِخ) ناحیه ای است در ری و از آن است عبداﷲبن حسن. (منتهی الارب) (از معجم البلدان). توضیح بیشتر ...
  • بیل. (اِخ) دهی است به سرخس و از آن ده اند: عصام بن وضاح و محمدبن احمدبن عمرویه و محمدبن حمدون بن خالد. (منتهی الارب) (از معجم البلدان). توضیح بیشتر ...
  • بیل. (اِخ) دهی است به سند. (منتهی الارب).

  • بیل. (اِخ) (دریاچه ٔ. ) دریاچه ٔ بین. دریاچه ای در غرب سویس در ایالت برن در دامنه ٔ کوههای ژورا مشتمل بر سن پیر (سابقاً جزیره و اکنون شبه جزیره) است که در 1765 م. روسو در آن اقامت داشت. بقایای آبراههای دریاچه ٔ بیل درموزه ٔ شهر بیل موجود است. (دائره المعارف فارسی). توضیح بیشتر ...
  • بیل. [ب ِ] (اِخ) ماری - هانری. نام مستعار استندال نویسنده ٔ فرانسوی (1783- 1842 م. ) در ارتش ناپلئون خدمت میکرد، و در لشکرکشی به ایتالیا و روسیه شرکت داشت. پس از سقوط ناپلئون، به میلان رفت (1814 م. ) و تا 1825 م. در آنجا زیست و به کارهای ادبی پرداخت. کتابهای زندگی هایدن، موزار و متاستازیو (1814 م. ) و رم، ناپل و فلورانس (1817 م. ) را در آنجا نوشت. در زمان لوئی فیلیپ کنسول تریست شد اما چون مترنیخ با آثار و افکار آزادیخواهانه ٔ او میانه ٔ خوشی نداشت، با همان سمت به چپوتیاوکیا انتقال یافت. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

بیل در فرهنگ عمید

  • ابزار آهنی پهن با دستۀ چوبی بلند برای کندن زمین یا برداشتن گل و خاک،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

بیل در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

بیل در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

بیل در فارسی به عربی

تعبیر خواب

بیل در تعبیر خواب

  • بیل در خواب خادمی است که کارها کند. - محمد بن سیرین
  • بیل در خواب خادمی است که کارها به نفاق کند وبعضی گویند بیل در خواب کاری است که با رنج و عذاب حاصل شود. اگر کسی بیند بیل دارد و با آن کاری کند، دلیل که کار وی تمام شود. - اب‍راه‍ی‍م‌ ب‍ن‌ ع‍ب‍دال‍ل‍ه‌ ک‍رم‍ان‍ی. توضیح بیشتر ...
گویش مازندرانی

بیل در گویش مازندرانی

  • بگذار، فرار بده، بنه، اجازه بده
  • بگذار بنه
فارسی به ایتالیایی

بیل در فارسی به ایتالیایی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه
نوشته‌های بلاگ جدولیاب