معنی تخمین

تخمین
معادل ابجد

تخمین در معادل ابجد

تخمین
  • 1100
حل جدول

تخمین در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

تخمین در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • ارزیابی، برآورد، تقریب، تقویم، حدس، سنجش، فرض، ورانداز
فرهنگ معین

تخمین در فرهنگ معین

  • (تَ) [ع.] (مص م.) با حدس و گمان اندازه چیزی را معین کردن.
لغت نامه دهخدا

تخمین در لغت نامه دهخدا

  • تخمین. [ت َ] (ع مص) به گمان سخن گفتن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (ناظم الاطباء). گفتن در چیزی به گمان وقیاس. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). گفتن در چیزی به حدس. (از اقرب الموارد) (از المنجد). به گمان و قیاس سخن گفتن. (آنندراج) (از فرهنگ نظام):
    تو چون موری و این راه است همچون موی تو تاری
    مرو زنهار بر تقلید و بر تخمین و بر عمیا.
    سنایی.
    حافظا محض حقیقت گوی یعنی سر عشق
    غیر از این دیگر خیالاتی به تخمین بسته اند.
    حافظ. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

تخمین در فرهنگ عمید

  • برآورد کردن،
    وزن یا اندازه یا بهای چیزی را از روی حدس و گمان معیّن کردن،
    به‌گمان سخن گفتن،. توضیح بیشتر ...
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

تخمین در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

کلمات بیگانه به فارسی

تخمین در کلمات بیگانه به فارسی

فارسی به انگلیسی

تخمین در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

تخمین در فارسی به عربی

  • تخمین، تقدیر، تقریب، تقییم
عربی به فارسی

تخمین در عربی به فارسی

  • براورد , دیدزنی , تخمین , تقویم , ارزیابی , قیمت , شهرت , اعتبار , براوردکردن , تخمین زدن , حدس , گمان , ظن , فرض , حدس زدن , کار حدسی , گمان بردن. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

تخمین در فرهنگ فارسی هوشیار

  • بگمان سخن گفتن، به گمان و قیاس سخن گفتن
فارسی به ایتالیایی

تخمین در فارسی به ایتالیایی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید