معنی تراویدن

تراویدن
معادل ابجد

تراویدن در معادل ابجد

تراویدن
  • 671
حل جدول

تراویدن در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

تراویدن در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • تراوش کردن، ترشح کردن، چکیدن
فرهنگ معین

تراویدن در فرهنگ معین

  • (تَ دَ) (مص ل.) تراوش کردن و چکیدن آب و مانند آن.
لغت نامه دهخدا

تراویدن در لغت نامه دهخدا

  • تراویدن. [ت َ دَ] (مص) چکیدن. (جهانگیری). چکیدن و تراوش کردن آب و امثال آن باشد. (برهان). رفتن آب به پالا اندک اندک و چکیدن بنرمی و آهستگی. (آنندراج). چکیدن وتراوش کردن و ترشح نمودن و رشحه رشحه خارج شدن آب و شراب و جز آن. (ناظم الاطباء). ترشیح. (مجمل اللغه). ترشح. (دهار). ترابیدن. زهیدن. پالائیدن:
    چه خوش بزمی که باشد جلوه گر آن رشک ماه آنجا
    تراود آفتاب از سایه ٔ برق نگاه آنجا.
    ملا حاجی (از آنندراج).
    آب می گردد دل سنگین خصم از عجز من
    می تراود آتش از انگشت زنهارم چو شمع. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

تراویدن در فرهنگ عمید

  • خارج شدن یا نشت کردن آب یا مایع دیگر از درون چیزی،
    ترشح کردن، تراوش کردن، چکیدن: گر دایرۀ کوزه ز گوهر سازند / از کوزه همان برون تراود که در اوست (بابا افضل: ۲۳ حاشیه)،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

تراویدن در فارسی به انگلیسی

  • Issue, Dribble, Exude, Infiltrate, Leak, Ooze, Percolate, Permeate, Secrete, Seep, Spew, Sweat, Transfuse, Well. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

تراویدن در فرهنگ فارسی هوشیار

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب