معنی ترسانیدن

ترسانیدن
معادل ابجد

ترسانیدن در معادل ابجد

ترسانیدن
  • 775
حل جدول

ترسانیدن در حل جدول

فرهنگ معین

ترسانیدن در فرهنگ معین

  • (تَ دَ) (مص م.) نک ترساندن.
لغت نامه دهخدا

ترسانیدن در لغت نامه دهخدا

  • ترسانیدن. [ت َ دَ] (مص) خائف کردن و سبب ترسیدن شدن. وعده ٔ بددادن و خوف و بیم وارد آوردن. (ناظم الاطباء). ترساندن. تهدید کردن. بیم کردن. تحذیر. هراسانیدن. اخافه. ارهاب. اذعار. تهدید. تهدد. ترهیب. بیم دادن. تخویف. تهویل: زن درحال رقعتی نبشت و حال بازنمود و کنیزک با غازی بگفت و آتش در غزی افتاد که کسان دیگر بترسانیده بودند وی را. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 231). و امیر خالی کرد با عبدوس گفت نیک جهد کردی تاآلتونتاش را در توانستیم یافت که وی را نیک ترسانیده بودند. توضیح بیشتر ...
فارسی به عربی

ترسانیدن در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

ترسانیدن در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (مصدر) بیم دادن ایجاد خوف کردن دچار ترس کردن (کسی را) .
واژه پیشنهادی

ترسانیدن در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید