معنی تسدید

تسدید
معادل ابجد

تسدید در معادل ابجد

تسدید
  • 478
حل جدول

تسدید در حل جدول

فرهنگ معین

تسدید در فرهنگ معین

  • (تَ) [ع.] (مص م.) استوار کردن.
لغت نامه دهخدا

تسدید در لغت نامه دهخدا

  • تسدید. [ت َ] (ع مص) توفیق دادن. (تاج المصادر بیهقی). توفیق صواب و سداد دادن کسی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). نیکو کردن و توفیق صواب و سداد دادن خدا کسی را در قول و عمل. (از متن اللغه). توفیق دادن و ارشاد کردن کسی را بر سداد یا در صواب در کردار و گفتار. (از اقرب الموارد). ارشاد کردن کسی را به صواب. (از المنجد): و از ایزد تعالی امداد توفیق و تسدید خواهیم. (سندبادنامه ص 30). || راست گردانیدن. (تاج المصادر بیهقی). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

تسدید در فرهنگ عمید

  • استوار کردن،
    راست‌ودرست کردن، راست گردانیدن،
    کسی را به‌صواب و سداد راهنمایی کردن،. توضیح بیشتر ...
عربی به فارسی

تسدید در عربی به فارسی

  • غرامت , پرداخت مجدد
فرهنگ فارسی هوشیار

تسدید در فرهنگ فارسی هوشیار

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید