معنی تعریض

تعریض
معادل ابجد

تعریض در معادل ابجد

تعریض
  • 1480
حل جدول

تعریض در حل جدول

  • پهن‌سازی، پهناورکردن
  • پهن سازی، پهناور کردن
مترادف و متضاد زبان فارسی

تعریض در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • استعاره، تلویح، کنایه، اشاره، ایما، به‌کنایه سخن گفتن، پهناوری، عریض‌سازی، گسترش، پهن کردن، عریض کردن. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

تعریض در فرهنگ معین

  • به کنایه سخن گفتن، عریض کردن. [خوانش: (تَ) [ع.] (مص م.)]
لغت نامه دهخدا

تعریض در لغت نامه دهخدا

  • تعریض. [ت َ] (ع مص) سخن سربسته گفتن. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی) (دهار). بکنایه سخن گفتن. (منتهی الارب) (غیاث اللغات) (آنندراج) (ناظم الاطباء). خلاف تصریح. متعد بالباء و باللام. و از این معنی است معاریض در گفتار و آن توریه است بچیزی از چیزی و در مثل است که در معاریض گریزگاهی است از دروغ گفتن. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). دلالتی را در گفتار تضمین کردن که لفظی در آن برای آن دلالت نباشد. چنانکه گوئی زمستان رفت و روسیاهی به زغال ماند؛ بدی تو بر ما گذشت و تو خجل ماندی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

تعریض در فرهنگ عمید

  • به کنایه و به اشاره چیزی گفتن، کنایه زدن، سخن سربسته گفتن،
    به پهنای چیزی افزودن، عریض‌ کردن،. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

تعریض در فرهنگ فارسی هوشیار

فرهنگ فارسی آزاد

تعریض در فرهنگ فارسی آزاد

  • تَعْرِیض، عریض و پَهْن کردن، بکنایه و سربسته گفتن، عِتاب لفظی نمودن،. توضیح بیشتر ...
واژه پیشنهادی

تعریض در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه
نوشته‌های بلاگ جدولیاب