معنی جدی

جدی
معادل ابجد

جدی در معادل ابجد

جدی
  • 17
حل جدول

جدی در حل جدول

  • شوخی نیست
  • ستاره قطبی
  • بزغاله، ستاره قطبی، شوخی نیست
فرهنگ معین

جدی در فرهنگ معین

  • (جُ دَ) [ع. ] (اِ. ) ستاره قطبی، ستاره ای در انتهای دُم خرس کوچک با اختلاف کمتر از 1 درجه از محل واقعی قطب شمال. میخگاه، سپاهبد و سپاهبدان هم گفته شده. [خوانش: (جَ دْ وا) [ع. ] (اِ. )]. توضیح بیشتر ...
  • بزغاله، برج دهم از بروج دوازده گانه، هزاره برانگیخته شدن زرتشت. [خوانش: (جَ) [ع. ] (اِ. )]. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

جدی در فرهنگ عمید

  • (نجوم) دهمین صورت فلکی منطقهالبروج که در نیمکرۀ جنوبی قرار دارد،
    دهمین برج از برج‌های دوازده‌گانه، برابر با دی، بزغاله،
    (نجوم) ستاره‌ای در نزدیکی قطب شمال، ستارۀ قطبی، جُدَی،. توضیح بیشتر ...
  • [مقابلِ شوخی] ویژگی سخن مبتنی بر راستی و حقیقت که در آن شوخی و هزل وجود نداشته باشد،
    ویژگی کسی که در رفتار خود خشک و بدون ملایمت است،
    کوشا، کوشنده، پشت‌کاردار،
    متین، باوقار،
    [مجاز] حقیقی،
    [مجاز] اصرارکننده،
    [مجاز] شدید: حملهٴ جدی،
    ٨. (قید) از روی حقیقت،
    ٩. (قید) بااصرار، مُصِرانه: پیگیری جدی،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

جدی در فارسی به انگلیسی

  • Active, Grave, Formal, Intent, Owlish, Polestar, Purposeful, Rigid, Serious, Severe, Sober, Solemn, Strict, Trojan, Vigorous. توضیح بیشتر ...
فارسی به عربی

جدی در فارسی به عربی

  • جدی، جدیه، رزین، کبیر، متصلب، نشیط
عربی به فارسی

جدی در عربی به فارسی

  • جدی , مهم , خطیر , سخت , خطرناک , وخیم , رسمی , موقر , گرفته , موقرانه , باتشریفات. توضیح بیشتر ...
گویش مازندرانی

جدی در گویش مازندرانی

فرهنگ فارسی هوشیار

جدی در فرهنگ فارسی هوشیار

فرهنگ فارسی آزاد

جدی در فرهنگ فارسی آزاد

  • جَدْی، بزغاله- نام برج و هم از بروج فلکی برابر دی ماه. نام ستاره قطبی (جُدَی در فارسی)،. توضیح بیشتر ...
فارسی به ایتالیایی

جدی در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

جدی در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید