معنی جرثومه
فرهنگ معین
اصل و بیخ هر چیز، ماده، تخم، فساد مایه تباهی. [خوانش: (جُ ثُ مِ)]
فرهنگ عمید
[مجاز] اصل و ریشۀ هرچیز بد،
[قدیمی] ریشۀ درخت،
[قدیمی] میکروب،
حل جدول
مترادف و متضاد زبان فارسی
اصل، جرثوم، ریشه، مایه، انگل، میکرب
فرهنگ فارسی هوشیار
واحد جرثوم یک بنداد یک جوانه (اسم) واحد جرثوم
معادل ابجد
754
![معنی و تعبیر شکل زن باردار [حامله] در فال قهوه چیست ؟](https://www.jadvalyab.ir/blog/wp-content/uploads/2022/05/7-similar-to-the-image.jpg)


