معنی جنگی

جنگی
معادل ابجد

جنگی در معادل ابجد

جنگی
  • 83
حل جدول

جنگی در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

جنگی در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • دلاور، مبارز، نستوه، جنگنده، حربی
فرهنگ معین

جنگی در فرهنگ معین

  • (ص نسب.) منسوب به جنگ. [خوانش: (جَ)]
فرهنگ عمید

جنگی در فرهنگ عمید

  • مربوط به جنگ،
    دارای کاربرد در جنگ: سلاح جنگی،
    جنگجو، جنگنده،
    (قید) [مجاز] با سرعت زیاد، شتابان،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

جنگی در فارسی به انگلیسی

  • Belligerent, Martial, Military, Warlike
فارسی به عربی

جنگی در فارسی به عربی

  • جیش، شائک، عسکری
فرهنگ فارسی هوشیار

جنگی در فرهنگ فارسی هوشیار

  • ‎-1 (صفت) منسوب به جنگ لوازم جنگی، (صفت) رزم آور جنگنده حربی. توضیح بیشتر ...
فارسی به آلمانی

جنگی در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید