معنی حریت

حریت
معادل ابجد

حریت در معادل ابجد

حریت
  • 618
حل جدول

حریت در حل جدول

  • آزادگی
  • از روزنامه های ترکیه
  • روزنامه ترکیه ای
مترادف و متضاد زبان فارسی

حریت در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • آزادمنشی، آزادگی، آزادی، آزادمردی، آزاده‌خویی، حمیت، رادی، وارستگی،
    (متضاد) بردگی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

حریت در فرهنگ معین

  • (حُ رّ یَّ) [ع. حریه] (اِمص.) آزادگی، آزادمنشی.
لغت نامه دهخدا

حریت در لغت نامه دهخدا

  • حریت. [ح ُرْ ری ی َ] (ع مص جعلی، اِمص) آزادی. (دهار). آزادمردی. حَرار. حُرّی. آزاد شدن. آزادمرد شدن. (دهار). آزادگی: می بینم که کارهای زمانه میل به ادبار دارد. و افعال ستوده و اقوال پسندیده مدروس گشته. و مکر و خدیعت بیدار و وفا و حریت در خواب. (کلیله و دمنه). امابه مروت و حریت آن لایق تر که مرا بدین آرزوها برسانی. (کلیله و دمنه). و ذکر حریت و حقگذاری او بدان مخلد گردیده آمد. (کلیله و دمنه). || اصیل شدن. || آزاد شدن از قید بندگی و مملوکیت. توضیح بیشتر ...
  • حریت. [ح ُرْ ری ی َ] (ع اِ) زمین نرم ریگناک.

فرهنگ عمید

حریت در فرهنگ عمید

  • آزادی،

    آزادگی، آزادمردی، آزادمنشی،
فارسی به انگلیسی

حریت در فارسی به انگلیسی

فرهنگ فارسی هوشیار

حریت در فرهنگ فارسی هوشیار

  • آزادی، آزاد شدن، آزاد مرد شدن، آزادگی
فرهنگ فارسی آزاد

حریت در فرهنگ فارسی آزاد

  • حُرِّ یَّت، آزادی، آزادگی، آزادی عمل، اشرافِ قوم، خلوص،
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید