معنی حمایت

حمایت
معادل ابجد

حمایت در معادل ابجد

حمایت
  • 459
حل جدول

حمایت در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

حمایت در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • پشتیبانی، جانبداری، حفاظت، حفظ، دفاع، طرفداری، مدد، مظاهرت، نگهبانی، هواخواهی، هواداری، یاری. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

حمایت در فرهنگ معین

  • (حِ یَ) [ع. حمایه] (اِمص.) پشتیبانی.
لغت نامه دهخدا

حمایت در لغت نامه دهخدا

  • حمایت. [ح ِ ی َ] (ع اِمص) حمایه. نگاهبانی. پناه. پشتی. برنایشتی. هویه. دستگیری. حفاظت. یاری. نصرت. اعانت. تقویت. (ناظم الاطباء). هواداری. طرفداری. نگاهداشت. نگاهداری. پشتی. (یادداشت مرحوم دهخدا):
    تو داوری و ما همه مظلوم روزگار
    مظلوم در حمایت داور نکوتر است.
    خاقانی.
    در حرم دین بحمایت گریز
    تا رهی از کشمکش رستخیز.
    نظامی.
    من در پناه لطف تو خواهم گریختن
    فردا که هر کسی رود اندر حمایتی.
    سعدی.
    - حمایت دادن، پناه دادن و دستگیری کردن و برنایشتی نمودن و یاری دادن. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

حمایت در فرهنگ عمید

  • نگه‌داری کردن، نگهبانی،
    دفاع کردن از کسی، پشتیبانی کردن، پشتیبانی،. توضیح بیشتر ...
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

حمایت در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

کلمات بیگانه به فارسی

حمایت در کلمات بیگانه به فارسی

فارسی به انگلیسی

حمایت در فارسی به انگلیسی

  • Advocacy, Aegis, Backing, Defense, Sanction, Support
فارسی به عربی

حمایت در فارسی به عربی

  • حمایه، مساعده، ملجا
فرهنگ فارسی هوشیار

حمایت در فرهنگ فارسی هوشیار

  • پناه، پشتی، دستگیری، حفاظت، تقویت، یاری
فارسی به ایتالیایی

حمایت در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

حمایت در فارسی به آلمانی

  • Hilfe (f), Hilfe, Hilfeleistung (f), Hilfen
واژه پیشنهادی

حمایت در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب