معنی خدیو

خدیو
معادل ابجد

خدیو در معادل ابجد

خدیو
  • 620
حل جدول

خدیو در حل جدول

  • امیر، پادشاه
مترادف و متضاد زبان فارسی

خدیو در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • امیر، پادشاه، خدیور، خلیفه، سلطان، شهریار
فرهنگ معین

خدیو در فرهنگ معین

  • (خَ) [په.] (اِ.) پادشاه.
لغت نامه دهخدا

خدیو در لغت نامه دهخدا

  • خدیو. [خ ِ / خ َ ی ْ وْ] (اِ) پادشاه. (ناظم الاطباء) (برهان قاطع) (شرفنامه ٔ منیری) (انجمن آرای ناصری). شاه. ملک. سلطان. (یادداشت بخط مؤلف). در لغت فرس آمده «خدیو» خداوند بود. و از این جهت گویند کشورخدیو و کیهان خدیو:
    سیامک بدست خود و رای دیو
    تبه گشت و ماند انجمن بی خدیو.
    فردوسی.
    ز هر جای کوته کنم دست دیو
    که من بود خواهم جهان را خدیو.
    فردوسی.
    وگر زین سان شوی بر خود خدیوی
    وگر زین سان نئی رو رو که دیوی.
    ناصرخسرو. توضیح بیشتر ...
  • خدیو. [خ ِ ی ْ وْ] (اِخ) لقبی است اسماعیل پاشا چهارمین امیر و حاکم از سلسله ٔ خدیوان مصر را. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

خدیو در فرهنگ عمید

  • خداوند،

    پادشاه،

    امیر،
فارسی به انگلیسی

خدیو در فارسی به انگلیسی

  • Governor, King, Prince, Ruler, Sovereign
فرهنگ فارسی هوشیار

خدیو در فرهنگ فارسی هوشیار

  • خداوند، پادشاه، امیر، سلطان
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه