معنی خرامان

خرامان
معادل ابجد

خرامان در معادل ابجد

خرامان
  • 892
حل جدول

خرامان در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

خرامان در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • چمان، خرامنده، شتابان، عشوه‌کنان، نازروان
فرهنگ معین

خرامان در فرهنگ معین

  • (خُ) (ص فا.) رونده با ناز و تکبر و تبختر.
لغت نامه دهخدا

خرامان در لغت نامه دهخدا

  • خرامان. [خ ِ] (نف، ق) خرامنده. (یادداشت بخط مؤلف). رونده با ناز وتکبر و تبختر. (ناظم الاطباء) (شرفنامه ٔ منیری). خوش رفتار. (غیاث اللغات). مختال. (زمخشری):
    بفرمود کاین را بجای آورید
    همان باغ یکسر بپای آورید
    بجستند بسیار هر سوی باغ
    ببردند زیر درختان چراغ
    ندیدندچیزی جز از بید و سرو
    خرامان بزیر گل اندر تذرو. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

خرامان در فرهنگ عمید

  • خرامنده،

    (قید) در حال خرامیدن،
نام های ایرانی

خرامان در نام های ایرانی

  • دخترانه، آن که با ناز و تکبر راه می رود
فرهنگ فارسی هوشیار

خرامان در فرهنگ فارسی هوشیار

  • رونده با ناز و تکبر و تبخر
فرهنگ پهلوی

خرامان در فرهنگ پهلوی

  • با ناز و وقار راه رفتن
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید