معنی دانش

دانش
معادل ابجد

دانش در معادل ابجد

دانش
  • 355
حل جدول

دانش در حل جدول

  • علم،معرفت
  • اندیشه، بینش، حکمت، خرد، دانایی، شناخت، معرفت
  • علم
مترادف و متضاد زبان فارسی

دانش در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • اندیشه، بینش، حکمت، خرد، دانایی، شناخت، علم، فرهنگ، فضل، معرفت،
    (متضاد) جهل. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

دانش در فرهنگ معین

  • (نِ) [په.] (اِمص.) علم، معرفت.
لغت نامه دهخدا

دانش در لغت نامه دهخدا

  • دانش. [ن ِ] (اِمص) اسم مصدر از دانستن. دانست. (فرهنگ نظام). عمل دانستن. دانندگی. دانائی. علم و فضل و دانستن چیزی باشد. (برهان). درایت. فقاهه. فقه. فضل. ادب. (صراح). علم. حکمت. (زمخشری) (دهار) (ترجمان القرآن). حصول علم ثابت، و در مراتب، پژوهش است یعنی رفتن بطرف علم آنگاه شناسایی است یعنی نزدیک شدن به آن و سپس دانش است یعنی علم ثابت. ادراک. درک. شعر. شعور. وقوف. آگاهی. اطلاع. معرفت. شناسایی. شطس. بصر. بجده. توضیح بیشتر ...
  • دانش. [ن ِ] (اِخ) میرزا تقی خان مستشار اعظم ملقب به ضیاءلشکر فرزند مرحوم میرزا حسین وزیر تفرشی است و در حدود سال 1288 هَ. ق. (1240 هَ. ش. ) در تفرش تولد یافته است. سالها در خدمت میرزا یوسف مستوفی الممالک صدر اعظم و ظل السلطان و ناصرالملک و میرزا علی اصغرخان اتابک سمت دبیری داشت و در 1315 هَ. ق. تذکره ٔ صدراعظمی را در شرح حال شعرای معاصر اتابک نوشت. بعد از شروع مشروطه در عدلیه و دفتر ایالتی فارس بخدمات دولتی اشتغال ورزید. توضیح بیشتر ...
  • دانش. [ن ِ] (اِخ) مرحوم میرزا حسین خان متخلص به دانش از فضلا و شعرای مشهورایران مقیم ترکیه که اغلب در استانبول و گاه نیز درآنکارا (آنقره) اقامت داشت. وی را تألیفات عدیده است که اغلب آنها بترکی عثمانی است، از جمله یکی «سرآمدان سخن » است در تراجم احوال پانزده نفر از مشاهیر شعرای ایران از رودکی الی حافظ بترکی با منتخباتی ازاشعار هر یک از ایشان که در سنه ٔ 1327 هَ. ق. در استانبول بطبع رسیده است در 448 صفحه و دیگر رباعیات عمر خیام محتوی بر 396 رباعی منسوب به خیام با ترجمه ٔ آنها بترکی بعلاوه ٔ شروح و توضیحاتی برای هر رباعی بانضمام مقدمه ٔ بسیار مفصل مبسوطی بترکی در شرح احوال خیام مأخوذ از مآخذ مختلفه و تشریح فلسفه ٔ خیام ومشرب او و مسلک او. توضیح بیشتر ...
  • دانش. [ن ِ] (اِخ) اسمش میرزا محمدرضی از سادات عالی درجات مشهد رضوی است. این چند شعر از او نوشته شده است:
    وعده ٔ همصحبتان رفته روز محشرست
    دیر می آید قیامت کشت تنهایی مرا.
    به کویش رفتم و در پای من خاری شکست آنجا
    بحمداﷲ که شد تقریبی از بهر نشست آنجا.
    باغ را از رخنه ٔ دیوار می بینم مباد
    باغبان تا در گشاید موسم گل بگذرد.
    تاک را سیراب کن ای ابر نیسان زینهار
    قطره تا می میتواند شد چرا گوهر شود.
    بامید وصالت در شب هجر
    نمی خوابم چو خون بیگناهان. توضیح بیشتر ...
  • دانش. [ن ِ] (اِخ) منشی دانش علیخان با برادر خود منشی رونق علیخان کتابت نواب سعادت علیخان حاکم خطه ٔ اود هندوستان داشت و در لکهنو (لکنهو) بزاد برآمده. این بیت ازوست:
    آن سلسله ٔ زلف مجنبان دگر ای باد
    در شور میاور دل شوریده ٔ ما را.
    (قاموس الاعلام ترکی). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

دانش در فرهنگ عمید

  • علم: ز دانش به اندر جهان هیچ نیست / تن مرده و جان نادان یکی‌ست (اسدی: ۱۷۵) نبشتن به خسرو بیاموختند / دلش را به دانش برافروختند (فردوسی: ۱/۳۷ حاشیه)،
    (اسم) [قدیمی] عقل، خرد،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

دانش در فارسی به انگلیسی

  • Acquaintance, Erudition, Familiarity, Information, Knowledge, Learning, Light, Logy _, Lore, Science, Sophy _, Wisdom. توضیح بیشتر ...
فارسی به ترکی

دانش در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

دانش در فارسی به عربی

  • تراث تقلیدی، حکمه، زماله، علم
نام های ایرانی

دانش در نام های ایرانی

  • پسرانه، مجموعه اطلاعات یا آگاهی هایی که از طریق آموختن، تجربه، یا مطالعه به دست می آید، علم. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

دانش در فرهنگ فارسی هوشیار

  • دانندگی، دانائی، علم و فضل و دانستن چیزی
فارسی به ایتالیایی

دانش در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

دانش در فارسی به آلمانی

  • Weisheit [noun], Wissenschaf (f) t
واژه پیشنهادی

دانش در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه