معنی دایر

دایر
معادل ابجد

دایر در معادل ابجد

دایر
  • 215
حل جدول

دایر در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

دایر در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • آباد، آبادانی، برپا، معمور، رایج، متداول، معمول، چرخنده، گردنده،
    (متضاد) بایر. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

دایر در فرهنگ معین

  • گردنده، آباد، معمور، رایج، متداول، گردان، چرخنده، متعلق، وابسته. [خوانش: (یِ) [ع. دائر] (ص. اِفا. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

دایر در لغت نامه دهخدا

  • دایر. [ی ِ] (ع ص) دائر. گردان. گردنده. گردگرد. گردگردان.
    - عدد دایر، عدد پنج است و از آنرو آنرا دایر گویند که هر چند او را در اعداد ضرب کنند همان پنج بصورت اصلی خود باز آید 5 در 5 به 25؛5 در 25 = 125؛ 5 در 125 = 625.
    || دایر از فلک کدام بود؟ چون دانی که از روز چند ساعت گذشت و آنگاه اگر مستولیت به پانزده زنی وگر کهری هندوان به شش وگر معوج است به اجزاء ساعات روز آفتاب که نیم شش یک قوس النهار اوست آنچ ازین همه گرد آید دایر خوانند، ای آنچ گشت و برآمد از ازمان معدل النهار از برآمدن آفتاب تا بدان وقت. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

دایر در فرهنگ عمید

  • [مقابلِ بائر] در حال فعالیت، برقرار،
    [قدیمی] گردنده، دورزننده،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

دایر در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

دایر در فارسی به عربی

  • بشکل مباشر، شغال، نشیط
فرهنگ فارسی هوشیار

دایر در فرهنگ فارسی هوشیار

  • دائر، گردان، گردنده، گردگرد، گرداگردان، چرخنده
فارسی به آلمانی

دایر در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید