معنی دایم

دایم
معادل ابجد

دایم در معادل ابجد

دایم
  • 55
حل جدول

دایم در حل جدول

  • همیشگی، پایدار
مترادف و متضاد زبان فارسی

دایم در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • استوار، باقی، پاینده، ثابت، جاوید، جاویدان، دایملاینقطع، مدام، هماره، همواره، همیشه،
    (متضاد) هرگز، موقت. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

دایم در فرهنگ معین

  • (ق. ) همیشه، همواره، (ص. ) جاوید، پایدار. [خوانش: (یِ) [ع. دائم]]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

دایم در لغت نامه دهخدا

  • دایم. [ی ِ] (ع ص) دائم. همیشه. (دهار) (مهذب الاسماء). واجب. پایدار. (ترجمان القرآن جرجانی). پیوسته. هموار. همواره:
    بر تو در سعادت هموار باز باد
    عیش تو باد دایم با یار مهربان.
    منوچهری.
    حاسد را هرگز آسایش نباشد که با تقدیر خدای تعالی دایم بجنگ باشد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 339).
    پروین چو هفت خواهر خود دایم
    بنشسته اند پهلوی یکدیگر.
    ناصرخسرو.
    همی گوید بفعل خویش هرکس را ز ما دایم
    که من همچون تو ای بیهوش دیدستم فراوانها. توضیح بیشتر ...
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

دایم در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

فارسی به انگلیسی

دایم در فارسی به انگلیسی

  • Constant, Daily, Eternal, Frequent, Incessant
فارسی به ترکی

دایم در فارسی به ترکی

فرهنگ فارسی هوشیار

دایم در فرهنگ فارسی هوشیار

  • ‎ (اسم صفت) جاوید پایدار، همیشه همواره.
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب