معنی درمیان

درمیان
معادل ابجد

درمیان در معادل ابجد

درمیان
  • 305
حل جدول

درمیان در حل جدول

لغت نامه دهخدا

درمیان در لغت نامه دهخدا

  • درمیان. [دَ] (اِخ) نام یکی از بخشهای پنجگانه ٔ تابع شهرستان بیرجند است. حدود بخش: از طرف شمال و باختر به بخش قاین، از جنوب به بخش حومه از، خاور و جنوب شرقی به بخش خوسف. این بخش را بطور کلی میتوان بخش کوهستانی نامید که یک رشته ارتفاعات مانند کمربندی از شمال باختری بیرجند شروع گردیده پس از دور زدن از شمال بطرف شمال خاوری خاتمه پیدا میکند. توضیح بیشتر ...
  • درمیان. [دَ] (اِخ) قصبه ٔ مرکزی بخش درمیان شهرستان بیرجند است. طول جغرافیائی آن 52 درجه و 57 دقیقه و عرض جغرافیائی 32 درجه و 43 دقیقه است. این قصبه در 100 هزارگزی جنوب شهر بیرجند واقع و هوای آن معتدل و آب آن از قنات است. توضیح بیشتر ...
  • درمیان. [دَ] (اِخ) دهی است از دهستان برخوار بخش حومه ٔ شهرستان اصفهان واقع در 28 هزارگزی شمال خاوری اصفهان و 4 هزارگزی راه فرعی حبیب آباد به اصفهان، با 191 تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن فرعی است. قلعه ای قدیمی دارد. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

درمیان در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

درمیان در فارسی به عربی

فارسی به ایتالیایی

درمیان در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

درمیان در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید