معنی درندگان

درندگان
معادل ابجد

درندگان در معادل ابجد

درندگان
  • 329
حل جدول

درندگان در حل جدول

لغت نامه دهخدا

درندگان در لغت نامه دهخدا

  • درندگان. [دَ رَ / دَ رْ رَ دَ / دِ] (اِ) ج ِ درنده. سباع. (یادداشت مرحوم دهخدا). ددان. ددگان:
    پری و پلنگ انجمن کرد و شیر
    ز درّندگان گرگ و ببر دلیر.
    ز هرّای درّندگان چنگ دیو
    شده سست بر چشم گیهان خدیو.
    فردوسی.
    از بیم درندگان خونخوار
    با صحبت او نداشت کس کار.
    نظامی.
    دِهن، درختی که بدان درندگان کشته شوند. مِجْدار؛ چیزی که در زراعت نصب کنند تا درندگان نیایند. (منتهی الارب). و رجوع به درنده شود. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید