معنی دره

دره
معادل ابجد

دره در معادل ابجد

دره
  • 209
حل جدول

دره در حل جدول

  • مروارید بزرگ
  • پرتگاه کوهستانی
  • پرتگاه کوهستانی، مروارید بزرگ
مترادف و متضاد زبان فارسی

دره در مترادف و متضاد زبان فارسی

فرهنگ معین

دره در فرهنگ معین

  • (دَ رِ یا رِّ) [اوس.] (اِ.) راه میان دو کوه.
  • (دَ رَ) (اِ.) شکم، شکنبه.
  • (دِ رَ) [ع. دِرّه] (اِ.) تازیانه، شلاق.
لغت نامه دهخدا

دره در لغت نامه دهخدا

  • دره. [دَرْه ْ] (ع مص) ناگاه درآمدن و برآمدن و نمایان شدن. (از منتهی الارب). || دفع نمودن از کسی و راندن. (از منتهی الارب). دفع کردن از کسی. (تاج المصادر بیهقی) (از اقرب الموارد). توضیح بیشتر ...
  • دره. [دَ رَ / رِ / دَرْ رَ / رِ] (اِ) گشادگی میان دو کوه. (برهان). گشادگی میان کوه را به شکنبه تشبیه نمودند ودره گفتند. (جهانگیری). گشادگی میان کوهها بخصوص درآنجایی که رود روان می گردد. وادی و گشادگی میان تپه ها، که مخصوص به روان گشتن رود است. (از ناظم الاطباء). وادی چون دره ٔ نیل. بستر رود. مسیل. مقابل ماهور. (یادداشت مرحوم دهخدا). تنگ. (لغت فرس اسدی. ) شاجنه. شَجن. (از منتهی الارب). هُوَّه: ترکان گنجینه گروهی مردمانند اندک و اندر کوهی که میان ختلان وچغانیان است اندر دره ای نشسته اند. توضیح بیشتر ...
  • دره. [دِرْ رَ / رِ] (اِ) دِرَّه. تازیانه. پوستی چند باشد باریک که برهم بدوزند یا برهم ببافند و گناهکاران را بدان تنبیه سازند و گاه باشد که دهل و نقاره را بدان نوازند. (برهان) (جهانگیری). چرمی که محتسب بدان حد زند. (غیاث). گویا معرب تُرنا باشد، دره ٔ عمر، ترنائی که بدان مردم را زدی برای نهی منکر و امر به معروف. جامع و پارچه ٔ دراز که یک بار آن را بتابند و دولا کنند و بار دیگر تافته کنند و عامه ترنا گویند. (یادداشت مرحوم دهخدا). توضیح بیشتر ...
  • دره. [دُرْ رَ] (ع اِ) دره. مروارید بزرگ. (غیاث). || یک مروارید. مرواریدی درشت و از جنسی خوب. ج، دُرّات و دُرَر:
    ای صاحبی که کف جود تو روز بزم
    خورشید دره ذره و ابرگهر نم است.
    سوزنی.
    || ثمره ٔ علیق. (یادداشت مرحوم دهخدا). توضیح بیشتر ...
  • دره. [دُرْ رَ] (اِ) دلیل و برهان. (برهان).

  • دره. [دَرْ رَ] (اِخ) نام ولایتی است از ملک بدخشان که مردم آنجا به خوش صورتی مشهورند و انار خوب در آنجا می شود. (برهان). توضیح بیشتر ...
  • دره. [دَرْ رَ] (اِخ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان کاشان. واقع در 18هزارگزی جنوب باختری کاشان، با 250 تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3). توضیح بیشتر ...
  • دره. [دَرْ رَ] (اِخ) دهی است از دهستان سیاخ بخش مرکزی شهرستان شیراز. واقع در 48هزارگزی جنوب باختری شیراز و 25هزارگزی راه شوسه ٔ کازرون به شیراز، با 105 تن سکنه. آب آن از رودخانه ٔ قره آغاج وراه آن فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5). توضیح بیشتر ...
  • دره. [دَرْ رَ] (اِخ) دهی است از دهستان جاپلق بخش الیگودرزشهرستان بروجرد. واقع در26هزارگزی شمال الیگودرز و 17 هزارگزی خاور راه شوسه ٔ شاه زند. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6). توضیح بیشتر ...
  • دره. [دَرْرَ] (اِخ) دهی است از دهستان ایوه بخش ایذه شهرستان اهواز واقع در60 هزارگزی باختر ایذه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6). توضیح بیشتر ...
  • دره. [دَرْرَ] (اِخ) دهی است از دهستان میانکوه بخش مهریز شهرستان یزد. واقع در 20هزارگزی جنوب مهریز و 17هزارگزی راه یزد، با 694 تن سکنه. آب آن از چشمه و قنات و راه آن فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

دره در فرهنگ عمید

  • زمین دراز و کشیده میان دو رشته‌کوه، راه میان دو کوه،
  • تازیانه، شلاق،
  • مروارید درشت،
فارسی به انگلیسی

دره در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

دره در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

دره در فارسی به عربی

نام های ایرانی

دره در نام های ایرانی

  • دخترانه، مروارید بزرگ، یک دانه مروارید
تعبیر خواب

دره در تعبیر خواب

  • گر بیند در دره ای شد، دلیل که در غم و اندوه گرفتار شود. اگر بیند از دره بیرون آمد، از غم و اندوه رسته شود. - محمد بن سیرین. توضیح بیشتر ...
  • دره در خواب، دلیل بر حج اسلام کند. - اب‍راه‍ی‍م‌ ب‍ن‌ ع‍ب‍دال‍ل‍ه‌ ک‍رم‍ان‍ی. توضیح بیشتر ...
ترکی به فارسی

دره در ترکی به فارسی

گویش مازندرانی

دره در گویش مازندرانی

  • داس درو وسیله ای برنده و فولادی برای قطع کردن و بریدن سرشاخه. توضیح بیشتر ...
  • هست، وجود دارد، رشد بی رویه ی سرشاخه های کم محصول
  • شکاف و فاصله ی میان کوهدره
  • اطراف، حوالی، دوباره خوانی
فرهنگ فارسی هوشیار

دره در فرهنگ فارسی هوشیار

  • راه میان دو کوه، زمین دراز و کشیده میان دو رشته کوه
فارسی به ایتالیایی

دره در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

دره در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه