معنی دریغ

دریغ
معادل ابجد

دریغ در معادل ابجد

دریغ
  • 1214
حل جدول

دریغ در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

دریغ در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • افسوس، اندوه، پشیمانی، تاسف، تحسر، خودداری، مضایقه، واحسرتا، هیهات. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

دریغ در فرهنگ معین

  • افسوس، اسف، کلمه ای که در حسرت و افسوس استعمال شود. [خوانش: (دِ یا دَ) (اِ. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

دریغ در لغت نامه دهخدا

  • دریغ. [دِ/ دَ] (اِ) افسوس و اندوه و دشوار و اندوه کردن بر تقصیرات گذشته. (از برهان). افسوس و اندوه. (غیاث). صاحب آنندراج گوید کلمه ای است که در محل تأسف و تحسرگویند و بدین معنی با لفظ خوردن مستعمل است -انتهی. رنج و اندوه و آزار و پشیمانی و حسرت و افسوس و تأسف بر گناهان و تقصیرات گذشته و آه و زاری. (ناظم الاطباء). حسره. (از دهار). اسف خوردن. متأسف شدن. حسرت بردن. متحسر شدن. فسوس. استهزاء. سخره:
    دی به دریغ اندرون ماه به میغ اندرون
    رنگ به تیغ اندرون شاخ زد و آرمید. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

دریغ در فرهنگ عمید

  • افسوس، حسرت،
    (شبه جمله) کلمه‌ای که برای ابراز حسرت، پشیمانی، اندوه، و غم بر زبان آورده می‌شود: دریغ که او زد و رفت،
    (اسم مصدر) مضایقه، امتناع،
    * دریغ آمدن: = * دریغ داشتن
    * دریغ خوردن: (مصدر لازم) [قدیمی] افسوس خوردن،
    * دریغ داشتن: (مصدر متعدی)
    مضایقه ‌کردن از دادن چیزی به کسی،
    خودداری از کمک‌ کردن به کسی،
    * دریغ کردن: (مصدر متعدی) = * دریغ داشتن. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

دریغ در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

دریغ در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

دریغ در فرهنگ فارسی هوشیار

  • افسوس و اندوه و دشوار
فارسی به آلمانی

دریغ در فارسی به آلمانی

  • Erbarmen, Mitleid (n), Schade (f)
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه