معنی دلایل

دلایل
معادل ابجد

دلایل در معادل ابجد

دلایل
  • 75
حل جدول

دلایل در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

دلایل در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • ادله، براهین، برهان‌ها، دلیل‌ها، ظواهرامر
فرهنگ معین

دلایل در فرهنگ معین

  • (دَ یِ) [ع. دلائل] (اِ.) جِ دلالت.
لغت نامه دهخدا

دلایل در لغت نامه دهخدا

  • دلایل. [دَ ی ِ] (ع اِ) دلائل. ج ِ دلیل در تداول زبان فارسی، به معنی برهان و حجت. (از آنندراج). نشانه ها:
    گهر داری هنر داری به هرکار
    بزرگی را چنین باشد دلایل.
    منوچهری.
    جواب هر یکی گفته ایم به دلایل عقلی و براهین منطقی. (جامع الحکمتین ص 306). حمداً ﷲ تعالی که مخایل مزید قدرت و دلایل مزیت بسطت هرچه ظاهرتر است. (کلیله و دمنه). به معجزات ظاهر و دلایل واضح مخصوص گردانید. (کلیله و دمنه). آثار و دلایل آن [حیرت] می بینم. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

دلایل در فرهنگ عمید

فرهنگ واژه‌های فارسی سره

دلایل در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

کلمات بیگانه به فارسی

دلایل در کلمات بیگانه به فارسی

فرهنگ فارسی هوشیار

دلایل در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (اسم) جمع دلالت (دلاله) توضیح: در فارسی این کلمه را جمع دلیل گویند بمعنی برهانها صحبتها: }} جواب هر یکی گفته ایم بدلایل عقلی و براهین منطقی ‎{{ 000 (جامع الحکمتین 306) . برهان، حجت، دلیل. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید