معنی دلهره

دلهره
معادل ابجد

دلهره در معادل ابجد

دلهره
  • 244
حل جدول

دلهره در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

دلهره در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • اضطراب، بیقراری، تشویش، دغدغه، دلشوره، دلگرانی، دلنگرانی، دلواپسی، سرآسیمگی، قلق، هراش،
    (متضاد) آرامش. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

دلهره در فرهنگ معین

  • (دِ هُ رِ) (اِ.) (عا.) اضطراب، نگرانی.
لغت نامه دهخدا

دلهره در لغت نامه دهخدا

  • دلهره. [دِ هَُ رَ / رِ / هَُرْ رَ / رِ] (اِ مرکب) (از: دل + هره، اسم صوت و آن در مقام حکایت فروریختن از جای است) فروریختن دل از ناگاهان. در اصطلاح عوام، قسمی ضربان قلب که از یاد آمدن امری خطیر پدید شود. اضطراب و ترس که حرکات قلبی را تندتر کند. تپش دفعی قلب. (یادداشت مرحوم دهخدا). شور زدن دل. تشویش: این حوض و این بچه ها مایه ٔ دلهره ٔ شبانه روزی من شده اند. این پله های یخ زده مایه ٔ دلهره است، یعنی قلب آدمی هربار که کسی خاصه طفلی از آن بالا یا پائین می رود به طپش می آید. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

دلهره در فرهنگ عمید

  • تپش دل به‌سبب ترس ناگهانی،

    تشویش، اضطراب،
فارسی به انگلیسی

دلهره در فارسی به انگلیسی

  • Alarm, Anguish, Apprehension, Consternation, Disquiet, Dread, Heebie-Jeebies, Load, Panic, Qualm, Suspense, Trepidation, Worry. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

دلهره در فرهنگ فارسی هوشیار

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید