معنی دل خسته
فرهنگ معین
غمگین، اندوهناک، دل آزرده، بیمار. [خوانش: (~. خَ تِ) (ص مر.)]
فرهنگ عمید
خستهدل، دلآزرده، دلخون، دلشکسته، دلریش، اندوهگین،
حل جدول
گرفتار اندوه و خستگی ذهنی
فارسی به انگلیسی
Careworn
معادل ابجد
1099
غمگین، اندوهناک، دل آزرده، بیمار. [خوانش: (~. خَ تِ) (ص مر.)]
خستهدل، دلآزرده، دلخون، دلشکسته، دلریش، اندوهگین،
گرفتار اندوه و خستگی ذهنی
Careworn
1099