معنی دمر

دمر
معادل ابجد

دمر در معادل ابجد

دمر
  • 244
حل جدول

دمر در حل جدول

  • به روخوابیده
  • پشت به هوا خوابیدن است چنان که گویند فلانی دمر خوابیده بود.
  • به رو خوابیده
  • به رو خوابیده، پشت به هوا خوابیدن
مترادف و متضاد زبان فارسی

دمر در مترادف و متضاد زبان فارسی

فرهنگ معین

دمر در فرهنگ معین

  • (دَ مَ) (ص.) (عا.) روی سینه و شکم دراز کشیده.
لغت نامه دهخدا

دمر در لغت نامه دهخدا

  • دمر. [دَ م َ] (ص، ق) در اصطلاح عامیانه، منکب. نگون. به روی خفته. به روی افتاده. دمرو. خلاف ِ سِتان. مقابل طاق باز. این کلمه هرچند در کتاب نیامده است ولی لفظی درست و قدیم است. (یادداشت مؤلف). بر روی خوابیده که در تازی منکوس گویند. (آنندراج). منکوس. (غیاث). به روی افتاده و به رو خفته و روی بر زمین نهاده. (ناظم الاطباء):
    به گلشن عزبی غنچه خفته ام اما
    کسی نچیده گلی از حدیقه ٔ دمرم.
    فوقی یزدی (از آنندراج).
    - دمر شدن، دوتا شدن برای برداشتن چیزی یا انجام دادن کاری. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

دمر در فرهنگ عمید

  • به‌روافتاده، وارو، وارون،

    روی سینه و شکم دراز کشیده، دمرو،
فارسی به انگلیسی

دمر در فارسی به انگلیسی

فرهنگ فارسی هوشیار

دمر در فرهنگ فارسی هوشیار

  • بی سود مرد (صفت) روی سینه و شکم دراز کشیدن.
فرهنگ عوامانه

دمر در فرهنگ عوامانه

  • به معنی پشت به هوا خوابیدن است چنان که گویند فلانی دمر خوابیده بود. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید