معنی دمس

دمس
معادل ابجد

دمس در معادل ابجد

دمس
  • 104
حل جدول

دمس در حل جدول

  • پنهان کردن در خاک
لغت نامه دهخدا

دمس در لغت نامه دهخدا

  • دمس. [دَ] (ع مص) سخت تاریک شدن. || پنهان کردن چیزی را در خاک. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). پنهان کردن و بپوشانیدن چیز. در گور کردن. (تاج المصادر بیهقی). || دفن کردن در خاک زنده یا مرده را. || پوشاندن چیزی را. || آشتی دادن میان دو یا چند تن. (از اقرب الموارد). || کتمان کردن خبر را. (از اقرب الموارد). توضیح بیشتر ...
  • دمس. [دَ] (ع اِ) کالبد مردم و جز آن. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). توضیح بیشتر ...
  • دمس. [دَ] (ع اِ) لغتی است در دمص. (اقرب الموارد). رجوع به دمص شود. توضیح بیشتر ...
  • دمس. [دُ] (ع اِ) کارهای بزرگ. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). توضیح بیشتر ...
  • دمس. [دُ م ُ] (ع اِ) ج ِ دموس. (منتهی الارب) (از آنندراج). رجوع به دموس شود. توضیح بیشتر ...
  • دمس. [دَ م َ] (ع ص) چیز پنهان کرده شده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از نشوءاللغه ص 22). توضیح بیشتر ...
گویش مازندرانی

دمس در گویش مازندرانی

  • گوساله ی یک یا دو ساله
فرهنگ فارسی هوشیار

دمس در فرهنگ فارسی هوشیار

  • چرکین تن لاشه نهنبیده پنهان شده
فرهنگ فارسی آزاد

دمس در فرهنگ فارسی آزاد

  • دُمس، کارهای بزرگ- عظیم و مهم
  • دَمس، (دَمَسَ-یَدمُسُ) شدید شدن (تاریکی)، محو کردن اثر- مخفی و پنهان کردن- اصلاح کردن فیمابین- شخص- کالبد. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید